1398/12/8
آثار نماز در زندگی انسان‏

نماز برترين كرنش در برابر كامل‏ترين و بى‏نيازترين معبود است. نماز سرود بندگى و همان آواى دل‏انگيزى است كه چون آبشارى از فراز فطرت بر پهنه جان آدمى فرو مى‏ريزد و ترنم وصل را با خنكاى ذكر نثار انسان مى‏كند. نماز آسمانى‏ترين نيايشى است كه جز به آن ‏دلهاى سودايى و بى‏قرار آرام نمى‏گيرد. دلهاى آنانى كه سرمست از صهباى نياز، ترانه ياد مى‏سرايند و آسمانى‏ترين نيايش خويش را نثارحضرت دوست مى‏كنند و همه ناچيزى خود را با سجده‏اى تقديم آن كمال مطلق مى‏نمايند.

نماز از اركان دين است و در اسلام هيچ عملى پس از خداشناسى به پاى آن نمى‏رسد.  پذيرش عبادت‏هاى ديگر بستگى به پذيرفته شدن‏نماز دارد.  و نماز همچون نهر آبى است كه آلودگى گناه را از قلب مى‏زدايد.  حضرت على(ع) درباره اهميت نماز مى‏فرمايد:

»اُوصيكُمْ بِالصَّلوةِ وَ حِفْظِها، فَاِنَّها خَيْرُ الْعَمَلِ  شما را به نماز و حفظ آن سفارش مى‏كنم‏ كه بهترين عمل است.

نماز اقيانوس بى‏كرانى است كه گوهرهاى بندگى را مى‏توان در آن يافت. اگر حق نماز به معناى واقعى آن ادا شود و نماز فقط در قالب اشكال و اعمال ظاهرى صورت نگيرد، قلعه محكمى خواهد شد كه آدمى با پناه به آن ‏از تيررس وسوسه‏هاى پى در پى نفس در امان خواهد ماند. نماز بايد آنچنان در كردار آدمى مؤثر واقع شود تا انسان را از خودگرايى‏ و منيّت به توحيد و ايمان هجرت دهد.

نمازگزار واقعى از چنان توكلى برخوردار است كه موانع و مشكلات او را از مسير خودسازى و سير الى اللَّه باز نمى‏دارد و با همان قلب‏مطمئن به اصلاح خود و اجتماعش مى‏پردازد. فرد نمازگزار از جسم و روحيه‏اى سالم برخوردار است و احساس پوچى ندارد، چون‏ مى‏داند به مبدئى وابسته است كه كمال مطلق و خير كامل است. مى‏داند با جايگاهى ارتباط برقرار كرده كه او را به منزلگاه سعادت خواهد رساند. با معبودى به راز و نياز خواهد نشست كه او را بيهوده نيافريده و براى هدفى بزرگ او را به جهان هستى آورده است.

با نماز حس خداجويى، خدا دوستى و خدا محورى در فرد رشد مى‏كند و شكوفا مى‏شود. فرد نمازگزار احساس سبكبالى و سبك روحى‏و متانت مى‏كند و در تمام لحظات شبانه‏روز حال خوشى بر او حاكم است. جامعه‏اى كه به زيور نماز آراسته است، مملكتى كه‏گلدسته‏هاى مساجد را در خود دارد، اجتماعى كه روزانه پنج بار خود را در زلال نماز شستشو مى‏دهد، كمتر دچار آفت آلودگى وبزهكارى خواهد شد. اجتماع نمازگزار جلوه‏اى از عالم فرشتگان است كه به تسبيح و تقديس حضرت حق مشغولند و البته اين يادخدا در پهنه جانهاشان چنان رسوخ كرده و جاى گرفته كه انعكاس انوار تابان الهى را در اعمال اجتماعيشان مى‏توان تماشا كرد.

اگر عطر نماز در اجتماعى پراكنده شود و ياد خدا چون نسيم بهارى بر فضاى نورانى آن بوزد، اگر بر قامت دلها تن‏پوش تقوا پوشانده شود،اگر سجاده‏ها به رنگ اخلاص درآيند و اگر عشق همه نماز را پر كند، بايد به آن اجتماع بشارت سعادت داد. اين چنين جامعه‏اى بر بسترآرامش تا ساحل فلاح راه خواهد پيمود.

جوان جامعه الهى چنان از حالات نماز تأثير يافته و آن‏چنان تشنه اين ارتباط ملكوتى گشته است كه هرگز حاضر به عوض كردن آن باخوشى‏هاى زودگذر دنيايى نمى‏باشد. نسل اللَّه اكبر، اسير بازى‏هاى كودكانه دنيايى نمى‏شود. ربا و ريا ديده خدا بينشان را كور نكرده و آوازهاى حرام، گوش حق شنويشان را كر نمى‏كند. نسل اللَّه اكبر دريافته است كه اگر بشر دل در گرو عشق خدا نهد و بينش جامعه بشرى‏چون نگرش امامان معصوم(ع) باشد، سعادت و بقاى خود را در اتصال به اقيانوس ملكوت خواهد يافت.

ترديدى نيست كه ايمان داشتن و انجام دستورات الهى، دشوارى‏هايى را در پى دارد كه مؤمن بايد آن‏ها را تحمل كند و پشت سر بگذارد تا به آرمان مقدس خويش كه همانا سعادت جاويد در مقام قرب الهى است، دست يابد. از سوى ديگر حركت در صراط مستقيم الهى و اطاعت از اوامر او زندگى دنيوى مؤمن را نيز تنظيم مى‏كند و او از دنياى منظم به آخرت خرم و شاد قدم مى‏گذارد. از اين رو، دستورات‏شريعت مقدس اسلام همواره با مصلحتى مادى يا معنوى يا هر دو همراه است.

در اين قسمت به برخى از آثار پربار نماز كه در دنيا و آخرت تحقق مى‏يابد و در آيات و روايات به آن تصريح شده است، مى‏پردازيم.

       آثار نماز

1 - ايجاد رابطه با خدا

مؤمن نمازگزار از هر چه جز خدا، چشم پوشيده و ديده و دل به معشوق واقعى دوخته‏ است. او هيچ‏چيز جز خدا را شايسته دلبستگى نمى‏داند. از اين رو، در انتظار وصال يار لحظه‏شمارى مى‏كند، تا اين ‏كه با شنيدن صداى‏ روحبخش اذان به مراد خويش نايل آيد. بدين خاطر است كه رسول اكرم(ص) هنگام فرا رسيدن اذان مى‏فرمود:

اَرِحْنى يا بَلالُ  ؛ اى بلال! اذان بگو و مرا راحت كن.

قرآن مجيد شيدايى نمازگزاران را اين‏گونه توصيف مى‏كند:

رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إيتاءِ الزَّكاةِ يَخافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فيهِ الْقُلُوبُ وَ اْلأَبْصارُ. 

مردانى كه هيچ تجارت و خريد و فروشى آنان را از ياد خدا و اقامه نماز و پرداخت زكات باز نمى‏دارد، ايشان از روزى كه دل‏ها و ديدگان دگرگون‏مى‏شود هراسناكند.

اين عشق و شيدايى، يك طرفه نيست، بلكه از آن سو نيز محبت و عنايت الهى شامل‏حال‏ نمازگزار مى‏گردد و او را غرق الطاف خود مى‏سازد. على(ع) فرمود:

لو يعلم المصلى ما يغشاه من جلال اللَّه ما سره اين يرفع راسه من السجود  ؛ اگر نمازگزار مى‏دانست كه چقدر جلال الهى او را فرا مى‏گيرد سر از سجده برداشتن را خوش نمى‏داشت.

جلوه‏هاى اين عشق و شيدايى در امورى است كه به برخى از آنها مى‏پردازيم:

الف - ياد خدا

يكى از فلسفه‏هاى تشريع نماز، ياد خدا است؛ چنانكه در قرآن آمده است:

أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري.  براى ياد من نماز بگزار.

و ياد خدا، منشأ آرامش دل و امنيت روانى است، همانطور كه در قرآن مى‏خوانيم: الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ الرعد : 28

[بازگشتگان به سوى خدا] كسانى [هستند] كه ايمان آوردند و دل‏هايشان به ياد خدا آرام مى‏گيرد، آگاه باشيد! دل‏ها فقط به ياد خدا آرام مى‏گيرد.

ب - ارتباط با خدا

نماز موجب تقرب انسان‏هاى باتقوا به خداوند بزرگ است، چنان كه امام على(ع) مى‏فرمايد: الصلوة قربان كل تقى. 

نماز نزديك كننده متقين به خداوند است. امام صادق(ع) در اين‏باره مى‏فرمايد:

ما تقرب العبد الى اللَّه تعالى بعد المعرفة بِشىْ‏ءٍ افضل من الصلوة. 

پس از خداشناسى و معرفت، هيچ عاملى بهتر از نماز انسان را به خدا نزديك نمى‏كند.

رهبر معظم انقلاب حضرت آية اللَّه العظمی خامنه‏اى (دام ظله العالى) در بخشى از پيام خود به سمينار نماز با عنايت به اين حديث شريف ‏فرمودند: هيچ وسيله‏اى محكم‏تر و دائمى‏تر از نماز براى ارتباط ميان انسان با خدا نيست. 

ج - براى خدا

اولين ركن نماز نيت است. نيت يعنى اين كه بدانيم چه مى‏كنيم، چه مى‏گوييم، براى چه و براى كه حركت مى‏كنيم. ارزش هر كارى نيز به‏نيت و انگيزه آن است، به ويژه در عبادت كه نيت الهى است كه كار را عبادت مى‏كند. اگر نيت خدايى نباشد، هر چند ظاهر كار نيز خوب‏باشد اما ارزش عبادت ندارد. به اين معنا كه هيچ انگيزه‏اى جز خشنودى خداوند و نزديك شدن به او و اطاعت از دستور او در عمل‏انسان مدخليت نداشته باشد.

از اين رو هنگام نماز به نيت پاك كه مطهر شدى، احرام بند، تكبير بگو و به عشق محرم شو. نماز با گفتن اللَّه اكبر شروع مى‏شود و امورى‏ را بر نمازگزار حرام مى‏كند مانند: خوردن، آشاميدن و حرف زدن. از اين جهت به آن تكبيرة الاحرام گفته مى‏شود.

دلى كه به رنگ خدا درآمد، لايق آن است كه حرم دوست و عرش محبوب باشد. مبادا هنگام طواف وجودت گرد كعبه محبوب، از يار غافل بمانى و انديشه را در چراگاه دنيا بچرانى! با او به راز و نياز بپرداز، در حالى كه به ذكر او قائم شده‏اى و خاشع در پيشگاه عظمتش ‏به احترام ايستاده‏اى.

اللَّه اكبر ذكرى است كه در مقدمات نماز، در خود نماز و در تعقيبات آن تكرار مى‏شود؛ از اين رو بعد از هر يك از بخش‏هاى مختلف نماز نيز گفتن تكبير مستحب است، زيرا نمازگزار در ضمن گفتن اين تكبيرها توجه به خدا پيدا مى‏كند و عمل خود را در برابر عظمت‏الهى، كوچك و ناچيز شمرده و خدا را از اين‏كه در تصور و توصيف بشرى بگنجد برتر و بزرگ‏تر مى‏داند.

اى برتر از خيال و قياس و گمان و وهم‏

وز هر چه گفته‏ايم و شنيديم و خوانده‏ايم‏

مجلس تمام گشت و به پايان رسيد عمر

ما همچنان در اول وصف تو مانده‏ايم‏

د - به نام خدا

آنگاه به نام معبود مهربان و بخشنده شروع مى‏كنى. بسم اللَّه الرحمان الرحيم‏

خدايى كه لطفش به همه است، مهرش همگانى و هميشگى است خداوندى كه حتى آفريدنش نيز بر اساس لطف و مهربانى است.  بسم اللَّه در اول هر كار، رمز عشق به خدا، توكل بر او، استمداد از وى و وابستگى به اوست.

ه - ستايش خدا

گلباران ستايش نثار رب جهانيان و پروردگار آنها (الحمد للَّه رب العالمين)، هموكه سرچشمه بخشايش و مرحمت است. حمد و ستايش، مخصوص خداوندى است كه پرورش دهنده همه جهانيان است. نظام استوار خلقت در كوه‏ها، گياهان، اتم، كهكشان، آب ‏و خاك، دستگاه‏هاى بدن و غرائز گوناگون و هدايت‏هاى مختلف آن، همه مظاهر ربوبيت او براى عالميان است.

هر يك از اجزاى بدن ما چنان دقت و پيچيدگى و نظم شگفتى دارد كه بهت‏آور است. افسوس كه انسان، به جاى شكر، كفران ‏مى‏كند.  افسوس كه به جاى كرنش و خضوع، مغرورانه در برابر او قد علم مى‏نمايد.  افسوس كه راه را گم كرده، چشم دل خود را بسته ‏و به اين و آن دل سپرده است و به جاى خدا به قدرت‏هاى انسانى و شيطانى تكيه مى‏كند.

جمله الحمدللَّه رب العالمين، غفلت‏ها را از بين مى‏برد، نعمت‏ها را به ياد مى‏آورد و ما را متوجّه ربوبيّت الهى مى‏كند. خدا رب‏عالميان است، پروردگار تمام هستى است، رب همه چيز است: و هو رب كل شى‏ء. 

همو كه سايه رحمتش بر سر همه گسترده است، (الرحمن الرحيم) حتى رحمتش بيش و پيش از غضب اوست. او كه رحمت و بخشايش ‏را بر خود الزامى كرده  و همه را به رحمت خويش اميدوار ساخته است. 

همو كه مالك روز جزاست (مالك يوم الدين). او مالك است، مالك واقعى. گرچه انسان‏ها در دنيا، گاه افراد ديگرى را به عنوان مالك ‏مى‏شناسند، ولى در قيامت همه درخواهند يافت كه جهان و هرچه در آن است، از اوست و مالك هستى و فرمانرواى مطلق و حاكم‏حقيقى خداست. 

و - يارى خدا

اى محبوب! ما خاكيان افتخار بندگى تو را داريم و دست طلب به سوى آستان بى‏نيازت مى‏گشاييم (اياك نعبد و اياك نستعين)، پرستش ‏همراه استعانت آمده است تا در كنار بندگى، راه را هم از او بجوييم. از انحراف‏هاى فكرى مصون بمانيم و گرفتار غرور، عجب، ريا و سستى نشويم.

بايد از او مدد گرفت، چرا كه توفيق ايمان و شناخت خدا نيز از اوست. بيدار شدن سحرگاهان و وضوگرفتن، قدرت حركت و قيام همه از اوست. قبولى نماز و علاقه‏مندى ما به عبادت، رهين لطف اوست. اين جمله نماز، هرگونه حاكميت غيرخدا را محكوم مى‏كند. هرگونه ‏حقارت پذيرى و استمداد از قدرت‏هاى پوشالى را نفى مى‏نمايد. به نمازگزار درس عزّت در سايه بندگى خدا را مى‏دهد تا بنده و برده غير خدا نشود و از ناحيه تهديدها و تطميع‏هاى ديگران نلغزد و راه خدا را كنار نگذارد.

ز - هدايت خدا

در نماز مى‏خوانيم: (اهدنا الصراط المستقيم) راه هدايت را نشانمان ده؛ همان جاده مستقيمى كه به تو مى‏رسد، همان مسيرى را كه ‏سعادتمندان آن را پيمودند و تو را يافتند. در مسائل فكرى و عملى زندگى، در عقايد و رفتار، شناخت راه صحيح بسيار مهم و درعين حال دشوار است؛ از اين رو از خداوند مى‏خواهيم كه ما را به صراط مستقيم هدايت فرمايد.

صراط مستقيم راهى ميانه و معتدل در همه امور است، حتى در عبادت. امام عسكرى(ع) درباره اين جمله نماز مى‏فرمايد: نمازگزار با اين‏سخن توفيق عبادت و بندگى را در آينده هم همچون گذشته مى‏طلبد. صراط مستقيم راهى است كه از كوتاه‏فكرى بالاتر و از بلندپروازى و غلو پايين‏تر باشد. 

امام صادق(ع) نيز در اين‏باره مى‏فرمايد: راه مستقيم، آن است كه انسان را به سوى محبت خدا و دين او سوق دهد، مانع هواپرستى گردد و از پيروى سليقه‏ها و آراى شخصى در دين جلوگيرى كند.

از اين‏رو ادامه مى‏دهيم (صراط الذين انعمت عليهم) آن راهى كه به كهكشان شوق منتهى مى‏شود و پيامبران، امامان و اولياء، آن را روشن ‏و نورانى كرده‏اند و شهيدان با جهاد، سرخى عشق به آن بخشيده‏اند و صالحان آن را تداوم بخشيده‏اند. كسانى را كه قرآن به ما معرفى‏نموده است. 

بيان اين چهار گروه شايد اشاره به اين معنا باشد؛ كه براى ساختن جامعه اسلامى سالم، نخست بايد رهبران حق و انبياء، وارد ميدان شوند و به دنبال آن مبلغان صديق و راستگو كه گفتار و كردارشان با هم هماهنگ است، اهداف پيامبران را در همه جا گسترش دهند. بديهى است به‏دنبال اين دوران، عناصر آلوده كه مانع راه حق‏اند، سر بر مى‏دارند و جمعى بايد در مقابل آن‏ها قيام كنند و عده‏اى شهيد شوند و با خون‏پاكشان درخت توحيد را آبيارى كنند.

در مرحله چهارم محصول اين كوشش‏ها و تلاش‏ها به وجود آمدن صالحان است. اجتماعى پاك و شايسته و آكنده از معنويت!  چنين‏خواسته‏اى در نماز، پيروى از اين چهار گروه را در فكر، عمل و اخلاق مى‏طلبد. كسى كه مورد لطف خدا قرار گيرد، نه ذلت مى‏پذيرد و نه‏پشتيبان ستمگران مى‏شود. حضرت موسى(ع) چنين مى‏گويد:

رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهيرًا لِلْمُجْرِمينَ. 

خداوندا سپاسِ آن كه به من نعمت دادى، هرگز يار ستمكاران نخواهم بود.

از همين‏جا جهت‏گيرى فكرى و عملى انسان نمازگزار روشن مى‏شود و از خداوند، راه‏ يافتن در صراط اين انسان‏هاى والا را مى‏خواهد.

ح - تعظيم و تسبيح خدا

نماز نشانه خشوع و اظهار ذلت در مقابل خداوند است. نمازگزار در ركوع اقرار مى‏كند به اين كه در قيام به خدمت خداوند سبحان، حق‏خدمت را به جا نياورده است، پس با اين هيأت به خدا پناهنده مى‏شود و از او پوزش مى‏طلبد و از آداب ركوع اين است كه انسان پشت‏خود را مستوى نگه دارد، و گردن خود را كشيده دارد، كنايه از آن كه آمادگى دارد در راه ايمان به خدا و اجراى فرامين او سرش رابدهد.

برگزيدگانش را تن‏پوشت مى‏نمايد. در ركوع شرط ادب به جاى مى‏آورى و در جرگه راكعين قرار مى‏گيرى، حال كه خود را به زيور تسبيح ‏آراسته‏اى و عجز خود را در پيشگاه او در يافته‏اى، برمى‏خيزى تا مهياى رفتن به سجود شوى.

امام صادق(ع) درباره ركوع و ارتباط آن با سجود مى‏فرمايد: فى الركوع ادب و فى السجود قرب و من لا يحسن الادب لا يصلح للقرب. 

در ركوع ادب است و در سجود نزديكى به خداست و كسى كه ادب را نيكو رعايت نكند، شايستگى نزديك شدن پيدا نمى‏كند.

به بركت ركوع اجازه خاكسارى يافته‏اى. ديده‏ات با حقيقتى دلربا آشنا مى‏شود و بدين جهت به خاك مى‏افتى و سجده مى‏كنى.

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست‏

كه هر چه بر سرما مى‏رود ارادت اوست‏

نظير دوست نديدم اگرچه از مه و مهر

نهادم آينه‏ها در مقابل رخ دوست 

آنگاه كه احساس تقصير كردى، پيشانى بر خاك گذاردى، بايد آرام باشى و در حال طمأنينه با دل همنواگردى كه: سُبحانَ رَبّى الاَعلى وبِحَمدهِ.

آتش اشتياق مشاهده نور حق در قلبت مشتعل مى‏گردد، به وجد مى‏آيى. ذكر كه تمام شد، هنوز اثرى از نفس در خود مى‏بينى، باز هم به‏سجده پناه مى‏برى و بايد به گونه‏اى زمزمه كنى كه خود را در دوست فانى ببينى. در اين حال هفت موضع از بدن، از جمله پيشانى خودرا بر زمين مى‏گذارى و اين نشانه تذلل و خاكسارى در برابر خداوند و عالى‏ترين درجه عبوديت است.

در ركوع و سجود انسان بايد به تسبيح خداوند بپردازد. به اين معنا كه با گفتن ذكر شريف (سُبحانَ اللَّه) يا نظاير آن مانند »سُبحانَ ربّى‏العَظيم و بِحَمده« در ركوع و »سُبحانَ ربّى الاَعلى و بِحَمدِه« در سجده ذات پاك خداوند را از هر عيب و نقص منزه و مقدس شمارد. »سُبحانَ‏اللَّه« با همه اختصار و كوتاهى كه دارد، بيانگر مفاهيم بلند اعتقادى و ارزشى است.

تسبيح خداوند زيربناى تمام عقايد و تفكرات اسلامى و تعيين كننده چگونگى ارتباط انسان با خداست. با اين توضيح كه در تسبيح‏خداوند، توحيد هست، زيرا خداوند از شرك و شريك منزه است. همچنين در تسبيح خداوند، اعتقاد به عدل الهى نهفته است، زيرا خداوند از ظلم و ستم منزه است. و نيز در تسبيح خداوند، نبوت و امامت مستتر است، زيرا خداوند منزه است از اين كه بشر را بيافريند و او را بدون راهنما رها كند.

در تسبيح خداوند اعتقاد به معاد هم هست، زيرا نبودن معاد مستلزم اين است كه آفرينش جهان و انسان بيهوده باشد و خداوند منزه ‏است از اين كه كار عبث و بيهوده انجام دهد. در شكل دادن روابط انسان با خدا نيز تسبيح نقش عمده‏اى دارد، زيرا انسان وقتى خدا را از هر عيب و نقص، منزه بداند به او عشق مى‏ورزد، او را مى‏پرستد، او را مى‏ستايد، فرامينش را گردن مى‏نهد، به مشيّت او راضى ‏مى‏شود، بر او توكل مى‏كند، از معصيتش پرهيز مى‏كند، در جلب رضايتش مى‏كوشد، به بندگانش خدمت مى‏كند.

سرانجام به خاطر همين محتواى عظيم نهفته در تسبيح است كه خداوند متعال در قرآن كريم به كرات و بيش از هر چيز پيامبرش را به آن سفارش مى‏كند گويا در قرآن شانزده بار امر به تسبيح آمده، در حالى كه به توكل و استغفار هشت مرتبه، وقتى از اميرمؤمنان على(ع) معناى »سُبحانَ اللَّه« را پرسيدند؛ فرمود:

هو تعظيم جلال اللَّه عزوجل و تنزيهه عما قال فيه كل مشرك فاذا قاله العبد صلى عليه‏ كل ملك 

آن، بزرگ دانستن جلال خداوند است و منزه دانستن او از آنچه هر مشركى درباره خدا مى‏گويد. پس هر گاه بنده‏اى آن را بگويد هرفرشته‏اى بر او درود فرستد.

و نيز از مهم‏ترين آداب سجود آن است كه انسان سجده خود را طولانى كند. رسول‏خدا (ص) رعايت اين ادب را شرط محشور شدن با خود دانسته، مى‏فرمايد:

اذا اردت ان يحشرك اللَّه معى فاطل السجود بين يدى اللَّه  هرگاه خواستى كه خداوند با من محشورت كند، سجده‏ات را در پيشگاه ‏خداوند طولانى كن.

2 - طهارت جسم و جان‏

طهارت كه همان زدودن و پاك كردن درون و برون، از آلودگى‏ها است، يكى از مهم‏ترين‏ آثار نماز است. نمازگزارن همواره از صفاى ظاهرى و باطنى خاصى برخوردارند كه بى‏نمازان فاقد آنند. چرا كه طهارت ظاهرى - اعم از طهارت بدن و لباس - مقدمه نماز و راه رسيدن به طهارت باطنى است و بدون آن نمى‏توان به حقيقت عبادت رسيد. بى‏طهارت سفر به ‏محضر دوست ممكن نيست. در وضو آب كه به صورت مى‏پاشى، يك آسمان نور بر چهره‏ات مى‏تابد و آلودگى‏ها از چهره جانت چون‏ برگ خزان بر زمين مى‏ريزد و تو را به چشمه نور متصل مى‏كند. شستن دست‏ها و صورت و مسح سر و پا همه حكمتى دارد كه پاك و پاكيزه به ديدار دوست بروى و با او هم كلام گردى.

برخى از شرايط نماز، خود موجب بهداشت تن، لباس و به تبع آن ‏بهداشت ‏محيط زندگى مى‏شود. هر چند در برخى از سخنان ‏معصومين عليهم السلام براى بعضى از نمازها اثر مستقيم بهداشتى عنوان شده است، بطور مثال، حضرت على(ع) مى‏فرمايد:

قيام الليل مصحة للبدن؛ برخاستن شب (براى نماز) سبب سلامتى جسم است.

رسول خدا (ص) درباره اهميت طهارت و پاكيزگى چنين فرموده است:

بنى الدين على النظافة و قال: مفتاح الصلوة الطهور  دين بر نظافت و پاكى بنا شده و كليد قبولى نماز طهارت است.

در شريعت مقدس اسلام طهارت شرط صحيح بودن بعضى از عبادات است و بدون آن‏ عمل باطل است. در برخى نيز شرط كمال است كه نبود آن از ارزش عمل مى‏كاهد. از اين رو، امام حسن مجتبى(ع) به عنوان يك ‏رهنمود كلى مى‏فرمايد:

ان من طلب العباده تزكى لها؛ هر كس خواهان عبادت است، خود را براى آن ‏پاكيزه‏ مى‏كند.

مسجد در اسلام، ارزنده‏ترين و مناسب‏ترين جاى عبادت است. قرآن مجيد مسجد روندگان را انسان‏هاى خوش طينتى دانسته كه براى تطهير و تزكيه خويش وارد مسجد مى‏شوند و مورد عنايت الهى هستند:

فيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَ اللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرينَ. 

در آن (مسجد) مردانى هستند كه دوست دارند پاكيزه و طاهر باشند و خدا پاكيزگان را دوست دارد.

پاكيزگى لباس و بدن و طهارت كه عبارت از وضو، غسل و تيمم است، رابطه مستقيم با تزكيه درونى دارد؛ امام كاظم(ع) مى‏فرمايد:

من توضا للمغرب كان وضوه ذلك كفاره لما مضى من ذنوبه فى نهاره ما خلا الكبائر... 

كسى كه براى نماز مغرب وضو مى‏گيرد، اين وضو كفاره گناهانى است كه در آن روز مرتكب شده بجز گناهان كبيره.

امام صادق(ع) نيز مى‏فرمايد:

غسل يوم الجمعه طهور و كفاره لما بينهما من الذنوب من الجمعه الى الجمعه 

غسل جمعه، پاك كننده و كفاره گناهان است از جمعه‏اى تا جمعه ديگر.

بنابراين طهارت ظاهرى، مقدمه طهارت روح و دستيابى به تقوا مى‏گردد كه آن نيز مايه‏ بالا رفتن اعمال و پذيرش آن در درگاه الهى است. حضرت امير سلام اللَّه عليه در اين‏باره مى‏فرمايد:

... فان تقوى اللَّه دواء داءِ قلوبكم... و طهور دنس انفسكم...  ؛ تقواى الهى، دواى بيمارى‏ دل و پاك كننده پليدى جان شماست.

امام خمينى(ره) در زمينه لزوم تطهير درون مى‏فرمايد: تطهير قلوب از قذرات معنويه‏ و كثافات خلقيه، از مهمات است كه انسان بايد با هر عدّه و عدّه‏اى كه شده، و به هر رياضت و مجاهده‏اى است به آن قيام كند و خود را از ننگ و عار آن خلاص نمايد.  دانستن اين نكته ضروى است كه اگر انسان هنگام عبادت به تطهير و پاك نگه داشتن بدن و لباس ظاهر مكلّف شده است، نبايد از تطهير قلب و درون كه حقيقت وجود انسانى است، غافل باشد. بايد به وسيله نماز رو به خدا آورده، در پاك نگه داشتن قلب و روح و روان بكوشد.

تاثير نماز در بهداشت روانى مردم نمازگزار امرى قطعى است و آرامش و امنيت نسبى بيشترى كه در جوامع اسلامى شما پرونده‏هايى كه دردادگسترى‏ها در جاهاى ديگر، دادگاه‏هاست برويد ببينيد، از نماز خوان‏ها ببينيد پرونده هست آنجا؟ از بى‏نمازها پرونده هست، هرچه پرونده پيدا كنيد، پرونده بى‏نمازها هست. 

امام رضا(ع) درباره علت طهارت و وضو گرفتن فرمود:... امر به وضو بدان سبب است كه‏ بنده، هنگام ايستادن در برابر خداى بزرگ و مناجات با او پاكيزه باشد... از پليدى و نجاست پاك باشد. همچنين در وضو، نابودى‏كسالت و دورى از خواب آلودگى است و دل براى ايستادن در پيشگاه خدا تزكيه مى‏گردد. 

از اين رو، قرآن پس از دستورهاى لازم براى انجام غسل، وضو و تيمم مى‏فرمايد:

ما يُريدُ اللّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لكِنْ يُريدُ لِيُطَهِّرَكُمْ. 

خداوند نمى‏خواهد دشوارى براى شما ايجاد كند، بلكه مى‏خواهد شما را پاكيزه سازد.

نكته جالب‏تر اين كه رسول اكرم(ص) واژه (غَسل) به معناى (شستن) را كه در مورد پاكيزگى و شستن ظاهرى لباس و بدن به كار مى‏رود، در مورد طهارت و پاكيزگى درونى استعمال كرده، در دعا مى‏فرمايد:

اللهم اغسلنى فيه من الذنوب و طهرنى فيه مِن العيوب.  ؛ خدايا در اين روز، مرا از گناهانم بشوى و از عيوب پاكم كن.

3 - جلوگيرى از گناه و فحشا

جنبه بازدارندگى نماز از فحشا و منكر يكى از آثار ارزشمند اين فريضه الهى است؛ نماز از آن جهت كه موجب توجه انسان به خدا مى‏شود و در شبانه روز، حداقل پنج بار تكرار مى‏شود؛ انسان را از فحشا و منكر باز مى‏دارد؛ زيرا نماز گزار براى نزديك‏تر شدن به خداوند تلاش خود را در جهت انجام كارهاى نيك و كسب اخلاق حسنه بيشترمى‏كند.

قرآن با توجه به اين اصل مسلم مى‏فرمايد:

أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ. 

(نماز را بر پا كن كه آدمى را از گناهان و كردار زشت باز مى‏دارد. )

چند تن از ياران رسول خدا(ص) به حضور آن حضرت رسيدند و درباره يكى از مسلمانان‏ كه هميشه پشت سر پيامبر نماز جماعت مى‏خواند، ولى مرتكب گناهان نيز مى‏شد، گفتگو كردند. حضرت به آن‏ها فرمود: (نگران‏نباشيد) نمازش او را از گناه بازمى‏دارد. طولى نكشيد كه آن شخص گناه را ترك كرد و توبه نمود. آن حضرت فرمود:

كسى كه از نماز اطاعت نكند، نماز واقعى را به جا نياورده است. اطاعت از نماز اين است كه‏ از منكرات و زشتى‏ها دورى كند.  

غير المغضوب عليهم و لاالضالين.

نه راه آنان كه غضب شدگانند و نه راه گمراهان. نه راه فرعون‏ها و قدرتمندان مغضوب كه به خاطر گردنكشى، غرق و هلاك شدند؛ نه راه ‏قارون‏ها و سرمايه‏داران سنگدل كه به خاطر گردنكشى در برابر مردان خدا، دچار غضب الهى شدند و در خاك فرو رفتند،  نه راه ‏دانشمندان بى‏عمل و دنيا پرست كه مورد خشم خدايند.  نمازگزار ضمن بيزارى از چنين گروهى، از خدا مى‏خواهد كه رهرو راه آنان‏نباشد و نيز راه گمراهان را نپويد. آنان كه در فكر و عمل گمراهند و در اين گمراهى، تعصب مى‏ورزند، مصداق بارز ضالين‏اند.

4 - استقامت در برابر مشكلات‏

از ديگر آثارى كه در پرتو نماز، نصيب نماز گزار مى‏شود، قدرت و نيروى مقاومت در برابر مشكلات و سختى‏هاست. به عبارت ديگر، نماز كه رابطه معنوى بين شخص و عالم‏ بالاست، قدرتى در انسان ايجاد مى‏كند كه با وجود آن در مقابل سختى‏ها و مشكلات، شكست‏ناپذير خواهد بود. قرآن مى‏فرمايد:

اِنَّ الْاِنْسان خُلِقَ هَلُوعا إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا، وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا، إِلاَّ الْمُصَلِّينَ، الَّذينَ‏ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ. 

آدمى حريص خلق شده، وقتى كه شر و بدى به او مى‏رسد، جزع و بى‏تابى مى‏كند و زمانى كه نعمت و خير به او مى‏رسد حق مستمندان و فقرا را نمى‏دهد، مگر نمازگزاران؛ كسانى كه در نمازشان مداومت دارند.

از اين رو، قرآن به مؤمنين سفارش مى‏كند:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ. 

اى‏مؤمنان، از شكيبايى ‏و نماز كمك‏جوييد.

5 - تضمين روزى‏

نماز شب رزق روز را تضمين مى‏كند؛ شخصى خدمت آن حضرت آمد و بگونه‏اى عرض‏ نياز كرد كه گويا به نان شب محتاج است. پرسيد: آيا نماز شب مى‏خوانى؟ پاسخ داد: آرى، حضرت رو به ياران خويش كرد و فرمود:

كذب من زعم انه صلى بالليل و يجوع بالنهار، ان اللَّه ضمن بصلوة الليل قوت النهار 

كسى كه ادعا مى‏كند نماز شب خوانده و در روز گرسنه مانده است، دروغگوست؛ زيرا خداوند به وسيله نماز شب روزى روز را تضمين كرده است.

6 - نورانى شدن چهره‏

حضرت صادق(ع) مى‏فرمايد: صلوة الليل‏ تبيض ‏الوجوه  نمازشب، چهره‏ها را نورانى ‏مى‏كند.

نيز از پيامبر گرامى اسلام نقل شده است كه فرمود: صلوة الليل تحسن الوجه و... نماز شب چهره را زيبا مى‏سازد.

و نيز آن حضرت در اين باره مى‏فرمايد: من صلى بالليل حسن وجهه بالنهار  هر كس نماز شب بخواند چهره‏اش در روز نيكو و نورانى مى‏شود.

7 - استجابت دعا

از ديگر آثار نماز قبول شدن دعاها و رفع نيازهاست. نماز چون بين بنده و معبود پيوند برقرار مى‏كند و نشانگر تلاش نمازگزار براى رسيدن به ملكوت اعلا و پيوستن به حق است، چنين تلاشى از نظر كردگار عالم مخفى‏نمانده، در مقابل، دعاهاى او را قبول مى‏كند و خواسته‏هايش را بر آورده مى‏سازد. رسول خدا(ص) فرمود:

من ادّى فريضة فله عنداللَّه دعوة مستجابة؛ هر كس واجبى را انجام دهد، در نزد خدا يك دعاى مستجاب دارد.

امام صادق عليه السلام فرمود:

اذا اردت حاجة فصل ركعتين و صل على محمد(ص) و آل محمد(ص) و سل تعطه 

هرگاه حاجتى داشتى، دو ركعت نماز بخوان و بر محمد و آل او درود فرست و سپس از خداوند خواسته خود را بخواه كه به تو داده مى‏شود.

8 - نظم در زندگى‏

براى مسلمانان، نماز صبح قرار داده شده تا همه پس از طلوع سپيده صبح از خواب برخيزند و در آغاز كار روزانه، رو به سوى خدا آورند. سپس با رسيدن خورشيد به وسط آسمان دست از كار شسته رو به درگاه معبود آورند، مبادا كار روزانه آنان را از خدا غافل سازد.

هنگام عصر و آغاز كار و تلاش بعد از ظهر نيز بايد دست نياز به آستان بى‏نياز دراز كنند، سپس به كار معمول روزانه روى آورند.

هنگام آغاز شب به عنوان سر فصل جديدى در شب و روز، بار ديگر به نماز مغرب بايستند و در پايان فعاليت‏هاى روزانه با گزاردن نماز عشا و سر ساييدن بر آستان ايزد يكتا به خواب روند.

به جا آوردن نمازهاى واجب شبانه روزى، نظم خاصى به زندگى نمازگزار مى‏بخشد، بويژه اگر اين نمازها - با تاكيدى كه اسلام دارد- به جماعت خوانده شود.

با برگزاری نماز جمعه از مسايل اجتماعى، سياسى، اخلاقى و حوادث هفته باخبر شوند و به ذكر و شكر الهى بپردازند.

نمازهاى دو عيد بزرگ اسلامى - فطر و قربان - نيز به نوبه خود، دو فراخوانى عمومى است كه سالانه مسلمانان را براى دو اجتماع ‏سياسى - عبادى بزرگ، گرد هم مى‏آورد و با نظم و شكوه خاصى برگزار مى‏شود و مسلمانان، رو به سوى خدا آورده، يكپارچه به ركوع و سجود و قيام و قعود مى‏پردازند.

9 - تأخير عذاب دنيوى‏

از آنجا كه نماز يكى از بهترين عبادات و افضل آن‏ها به شمار مى‏رود و نمازگزاران محبوب خداوند اند و از جايگاه رفيعى برخودار مى‏باشند؛ سزاوار است كه خداوند به احترام نماز و نمازگزار، خشم خود را از ديگران بردارد و از خطاى آن‏ها درگذرد. حضرت على(ع) فرمود: گاهى خدا اراده مى‏كند كه مردمى را به خاطر گناهانشان طورى عذاب كند كه احدى باقى نماند ولى در آن ميان، نمازگزار پيرى را كه با قدم‏هاى لرزان به جايگاه نماز مى‏رود و كودكانى را كه در حال تعليم قرآن هستند مى‏بيند، از عذاب آن‏ها چشم‏پوشى كرده، آن را به تأخير مى‏اندازد. 

10 - رحمت و مغفرت الهى‏

بيشترين آثار عبادات، بويژه نماز در آخرت تجلى پيدا مى‏كند و نتايج آن در آخرت‏ نسبت به دنيا بسيار بيشتر است. رسول خدا(ص) فرمود: از آن هنگام كه مؤمنى به نماز مى‏ايستد، تا آنگاه كه نمازش را به پايان مى‏برد، رحمت از بالاى سرش تا افق آسمان بر او سايه مى‏افكند و فرشتگان، اطراف او را تا افق در بر مى‏گيرند. 

همچنين فرمود: لن يلج النار احد يصلى قبل طلوع الشمس و قبل غروبها  كسى كه پيش از طلوع و غروب آفتاب نماز گزارد داخل آتش نمى‏شود.

11 - ورود به بهشت‏

نمازگزارى كه با انجام فرمان الهى به درجه بالايى از معرفت رسيده و به درگاه الهى تقرب‏ جسته، سزاوار بهشت است. رسول خدا(ص) فرمود: من علم ان الصلوة حق‏ واجب دخل الجنة  كسى كه بداند نماز حقى است كه خدا واجب‏كرده، داخل بهشت مى‏شود.

همچنين آن حضرت هنگام ارتحال به ابوذر فرمود: يا اباذر! احفظ وصية نبيك تنفعك، من ختم له بقيام الليل ثم مات فله الجنة 

اى ابوذر سفارش پيامبرت را حفظ كن كه برايت سود آور است: هر كس آخر كارش با نماز شب باشد و بميرد، بهشت براى اوست.

نماز برگ عبورى است در دست نمازگزار كه او را تا اوج كمال و عالم ملكوت مى‏رساند.

12 - رسيدن به مقام نمازگزار

رسيدن به جايگاه رفيع نماز و دريافت نشان نمازگزار، خود، افتخارى بس بزرگ و مورد غبطه خردمندان است. با توجه به اينكه نماز در اسلام برترين عبادت شمرده شده، بايد نمازگزار نيز از بهترين جايگاه برخوردارباشد.

در والا بودن مقام نمازگزار همين بس كه حضرت ابراهيم عليه السلام با اين كه از پيامبران بزرگ الهى و داراى منصب خليل اللهى است، از خداى مى‏خواهد كه او و فرزندانش را در زمره نمازگزاران قرار دهد. قرآن كريم از زبان آن حضرت چنين مى‏گويد:

رَبِّ اجْعَلْني مُقيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي  پروردگارا! مرا و فرزندان مرا برپادارنده‏نمازقرارده.

همچنين در روز عاشورا، وقتى يكى از ياران حضرت سيد الشهدا(ع) گفت: وقت نماز است، آيا نماز نمى‏خوانيد؟ حضرت فرمود: جعلك اللَّه من المصلين 

خدا تو را از نمازگزاران قرار دهد.

مقام ارجمند نمازگزار و جايگاه بلند مرتبه او همواره مورد توجه و تحسين شارع مقدس بوده است. قرآن و روايات، مقام و ارزش‏نمازگزاران را بيان كرده و با اوصاف گوناگون از آنان بخوبى ياد مى‏كند. قرآن رستگارى را از آنِ مؤمنانى مى‏داند كه خاشعانه نماز مى‏گزارند و مى‏فرمايد:

قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ، الَّذينَ هُمْ في صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ. 

به تحقيق مؤمنان رستگارند، آنان كه‏ در نماز خود خاشعند.

   ترك وصال‏

بى‏نمازى سقوط آدم از قلّه رفيع انسانيت به حضيض حيوانيّت است. افراد بى‏نماز با معبود خويش قطع رابطه كرده‏اند. آنان به ‏مرده متحركى مى‏مانند كه به روز مرگى عمر بيهوده خود را مى‏گذرانند، بدون آن ‏كه به منبع فيض متصل شوند.

ترك نماز بيمارى است، بيمارى دورى از خدا كه بر پايه عدم تربيت صحيح حاصل شده است. ترك نماز غده‏اى سرطانى است كه اگر پيكر اجتماع را فرا گيرد به مرگ دل منجر خواهد شد و صاحب چنين دلى بدون توشه و با احساس پوچى از جهان رخت برخواهدبست.

بايد آن غده در جامعه ما جراحى شود و داروى سعادت‏بخش ذكر خدا حيات معنوى جامعه را تضمين كند.

همان گونه كه نماز، آثار و فوايد فراوانى در دنيا و آخرت به دنبال دارد، ترك اين واجب الهى و سبك شمردن آن نيز:

1 - ترك نماز ازروى انكار

مسلمانى كه نماز واجب را بر خود لازم نداند، چنين كسى منكر ضرورى دين است و اگر اين انكار به انكار خدا و پيامبر باز گردد، كافراست.

2 - ترك نماز از روى مسامحه

مسلمانى كه قبول دارد در اسلام نماز واجب است، ولى از روى بى‏اعتنايى به امور دينى و به بهانه اشتغال به كارهاى دنيوى آن را به جا نمى‏آورد، چنين كسى مرتكب گناه كبيره شده و فاسق ناميده مى‏شود.

3 - ترك برخى از واجبات نماز

بدين معنا كه شخص نماز مى‏خواند، ولى شرايط صحت آن را مراعات نمى‏كند. مانند آن كه نماز را با لباس غصبى، يا در مكان غصبى، به جا آورد، يا سوره و ذكر واجب را نخواند، يا آن‏ها را صحيح انجام ندهد. اينان از جمله سبك‏شمارندگان نماز به حساب مى‏آيند. 

   پيامدهاى ترك و بى اعتنايى

الف - در دنيا

1 - جرأت بر گناهان‏

يكى از عواقب ترك نماز، جرأت پيدا كردن بر ساير گناهان است؛ بدين معنا كه انسان وقتى نماز را كه ستون دين به شمار مى‏آيد، ترك‏كند. ارتكاب گناهان ديگر برايش آسان مى‏شود. رسول خدا(ص) فرمود:

لا يزال الشيطان يرعب من بنى آدم ما حافظ على الصلوات الخمس فاذا ضيعهن تجرأ عليه و اوقعه فى العظام 

تا زمانى كه انسان نمازهايش را به جا آورد شيطان سراغ او نمى‏رود و هنگامى كه آن‏ها را ضايع كند و ترك نماید، شيطان بر او جرى شده، به گناهان بزرگ وادارش مى‏كند.

حضرت على(ع) در نامه‏اى به محمد بن ابى‏بكر مى‏نويسد:

... ثم ارتقب وقت الصلوة، فصلها لوقتها... فمن ضيع الصلوة، فانه لغيرها اضيع... 

سپس مراقب اوقات نماز باش، و آن را به موقع به جا آور؛ زيرا كسى كه نماز را ضايع سازد، غير نماز و عبادت ديگر را بيشتر ضايع مى‏كند.

راز اين مطلب آن است كه نماز موجب تذكر و توجه به خداست و انسان را متوجه حضور در محضر الهى مى‏سازد و او را از گناهان باز مى‏دارد، در صورت ترك نماز، يادآور حضور و مراقبت خدا و مهار كننده گناهان وجود نخواهد داشت. به عبارت ديگر، مانع فعاليت‏هاى وسوسه گرانه شيطان و نفس اماره برطرف مى‏شود و شيطان و نفس اماره بر انسان چيره ‏مى‏گردند و او را به گناهان ديگر مى‏كشانند.

2 - ويرانى دين‏

نماز، تكيه گاه و اساس دين خدا را تشكيل مى‏دهد كه هرچه بهتر انجام پذيرد، ايمان انسان را قويتر خواهد كرد و اگر خللى در آن ‏وارد شود، ستون دين را منهدم مى‏كند. پيامبر اكرم(ص) فرمود:

الصلوة عمادالدين، فمن ترك صلاته متعمدا فقد هدم دينه  نماز، ستون و تكيه‏گاه دين‏ است و كسى كه به عمد آن را ترك كند، دينش را ويران ساخته است.

از اين رو، امام موحدان، على(ع) ضمن سفارش به نماز، ضايع كننده آن را از خود طرد كرده و فرموده است: عليكم بالمحافظة على اوقات الصلوة فليس منى من ضيع الصلوة  بر شما باد به پا داشتن اوقات نماز، پس هر كس نماز راخراب كند در زمره دوستان من نيست.

ترك نماز، گاهى به كفر و بى دينى مى‏انجامد. به عبارت ديگر، نماز مرز ميان اسلام و كفر است. رسول خدا(ص) فرمود:

ما بين المسلم و بين ان يكفر الا ان يترك ‏الصلوة الفريضة متعمدا او يتهاون ‏بها فلايصليها 

ميان مسلمان تا كافر شدنش فاصله‏اى نيست، جز ترك عمدى نماز واجب يا سستى در آن كه به نماز نخواندنش بينجامد.

امام باقر(ع) فرمود: رسول خدا(ص) در مسجد نشسته بود. مردى وارد شد و به نماز ايستاد، ولى ركوع و سجودش را ناقص انجام داد. حضرت با ديدن او فرمود: همچون كلاغ بر زمين نوك مى‏زند؛ اين شخص اگر در اين‏حالت بميرد، به دين من از دنيا نرفته است. 

3 - نابودى شخصيت اجتماعى‏

از ديگر عواقب زيانبار ترك نماز و سبك شمردن آن، منفور شدن در جامعه است؛ يعنى‏ تارك نماز يا سبك شمارنده آن ارزش و شخصيت اجتماعى خويش را از دست مى‏دهد و مسلمانان با ديده نفرت به او مى‏نگرند، تاجايى كه به گفته امام محمد باقر(ع): رسول خدا(ص) با همسايگان مسجد شرط كرد به نماز جماعت حاضر شوند و متخلفان را تهديدكرد كه خانه‏هايشان را آتش خواهد زد. 

آن حضرت حتى مردم را از كمك به بى‏نماز بازداشته، فرموده است: كسى كه به شخص بى نماز كمك نمايد، هر چند با جرعه آبى باشد، مثل آن است كه با من و همه پيامبران به جنگ و ستيز برخاسته ‏است.

امام صادق(ع) در مورد انتخاب دوست و همنشين فرمود:

دوستان و برادران خود را با داشتن دو صفت انتخاب كنيد و گرنه آن‏ها را رها كنيد و از آنان‏ دورى گزينيد: اول؛ مراقبت بر نماز در اوقات مخصوص آن. دوم؛ نيكى كردن به برادران در سختى و راحتى. 

4 - زندگى سخت‏

سختى زندگى و آميخته شدن با مشكلات روحى و روانى از ديگر پيامدهاى ترك نماز و سبك شمردن آن است. كسى كه رابطه‏اى با خدا نداشته باشد، روشن است كه از رحمت و الطاف الهى به دور خواهد بود. قرآن مجيد مى‏فرمايد:

وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري.  ؛ نماز را براى ياد من به پاى دار.

در آيه ديگر مى‏فرمايد:

وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكًا 

هر كس از ياد من رويگردان شود، زندگى برايش سخت و ناگوار خواهد بود.

در اين راستا، روايتى از رسول خدا(ص) نقل مى‏كنيم كه زندگى سخت و ناگوار را تشريح‏ مى‏كند: كسى كه نماز را سبك شمارد... خداوند بركت را از عمر و روزى او برمى‏دارد و هر عملى انجام دهد پاداشى نمى‏برد، دعايش به آسمان بالا ‏نمى‏رود، از دعاى نيكو كاران بهره‏اى نمى‏برد و با ذلت و خوارى و گرسنگى و تشنگى مى‏ميرد. 

5 - چهره منفور

رسول گرامى اسلام، زشتى چهره و منفورى آن را نتيجه سبك شمردن نماز دانسته، مى‏فرمايد: ...يمحو اللَّه تعالى سيما الصالحين من وجهه... 

خداوند سيماى نيكوكاران را از چهره سبك شمارنده نماز محو مى‏كند.

ب - در آخرت‏

1 - شكنجه و فشار قبر

عواقب زيانبار ترك نماز و بى‏اعتنايى به آن، نه تنها در دنيا بلكه در عالم برزخ و آخرت نيز دامنگير انسان خواهد بود. رسول‏اكرم(ص) فرمود: ... من تهاون بصلاته... يوكل اللَّه به ملكا يزعجه فى قبره و يضيق عليه قبره و تكون‏ الظلمه فى قبره 

كسى كه نمازش را سبك بشمارد، خداوند ملكى را مأمور مى‏كند كه او را در قبر شكنجه دهد و قبرش را براى او تنگ سازد و تاريكى ‏در قبر او خواهد بود.

برعكس، كسى كه نماز را زيبا به پا دارد، از وحشت قبر در امان است. امام باقر(ع) فرمود: من اتم ركوعه لم يدخله وحشة القبر 

كسى كه ركوع نمازش را درست انجام دهد، وحشت قبر او را نمى‏گيرد.

2 - سختى در محشر

رسول خدا(ص) در اين‏باره مى‏فرمايد: كسى كه نماز را سبك بشمارد، خداوند ملكى را مأمور مى‏كند تا در محشر او را با صورت روى زمين ‏بكشد در حالى كه مردم او را نگاه مى‏كنند و حساب سختى نيز خواهد داشت. 

امام صادق(ع) فرمود: هر كس نماز عصر را عمداً ترك كند تا قضا شود، خداوند در قيامت او را تنها و جداى از اهل و اموالش محشور مى‏كند. 

3 - محروميت از شفاعت‏

سومين پيامد ناهنجار كوچك شمردن يا ترك نماز، محروم شدن از شفاعت اولياى خدا در روز بازپسين است. قرآن مجيد در آيه 48 سوره ‏مدثر، يكى از علل محروميت از شفاعت را بى‏نمازى مى‏داند و حضرت صادق(ع) در آخرين لحظه حيات، كه دوستان و آشنايان، دور بسترش را گرفته بودند، فرمود: ان شفاعتنا لاتنال مستخفا بالصلوة 

شفاعت ما به كسى كه نماز را سبك بشمارد نخواهد رسيد.

4 - ورود به دوزخ‏

خيره سرى در برابر خدا و سر بر آستان او نساييدن، در واقع، سقوط در دوزخ و گرفتار شدن به آتش دورى از رحمت اوست. از اين‏رو نخستين علتى كه دوزخيان براى ورود بدانجا بر زبان مى‏آورند اين است كه: لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ...  ما از نمازگزاران نبوديم.

از رسول گرامى اسلام نيز چنين نقل كرده‏اند كه فرمود:

لاتضيعوا صلاتكم‏ فان‏ من‏ ضيع‏ صلاته‏ حشر مع‏ قارون ‏و هامان ‏و كان ‏حقا على ‏اللَّه ‏ان‏يدخله ‏النار 

نماز خويش را تباه نسازيد؛ چرا كه هر كس نمازش را تباه‏كند با قارون و هامان محشور مى‏شود و بر خداست كه او را داخل دوزخ سازد.

سيدمحمد حسينى شاهرودى‏


 


آخرین کتاب ها