1398/12/8
موضع پيامبر در برابر دشمنان

پيامبران الهي همواره در راه دعوت مردم به يكتا پرستي با مشكلات ، موانع و كارشكني هايي كه دشمنان انسانيت بر سر راه آنان ايجاد مي كردند روبه رو بودند. از اين رو خداوند در كنار كتاب آسماني و حكمت ‏، آهن1 را به عنوان سمبل قدرت به آنان داد و نخستين پيامبري كه به جهاد مسلحانه اقدام كرد، ابراهيم خليل بود.2

پيامبر گرامي اسلام نيز در طول 23 سال دعوت خويش با دشمنان سرسختي رو برو بود كه مجبور به مبارزه با آنان مي شد. آن حضرت در دوران مكي نيز همچون دوران مدينه مبارزه و جهاد داشت، اما نه جهاد مسلحانه ؛ بلكه در سيزده سال مكه در مقابل دشمنان سرسخت خود مامور به مقاومت و جهاد گفتاري و غير مسلحانه بود.

وظيفه پيامبر گرامي اسلام در اين دوران عبارت بود از: صبر و تحمل سختي ها ، مدارا و مماشات با دشمنان، موعظه و جدال احسن و تزكيه و تعليم تا با تعليمات پي درپي خود از عناصر عصر جاهليت ، انسان هايي خدا جو و آگاه بسازد.3

پس‌ از هجرت‌ رسول‌ گرامي‌ به‌ مدينه‌ و تشكيل‌ حكومت‌ اسلامي‌، توطئه‌ و فتنة‌ دشمنان‌ اسلام‌ شديدتر شد، به‌ خصوص‌ مشركان‌ و يهوديان‌ كه‌ از همه‌ كينه‌ توزتر و خشن‌تر بودند.4 آنان‌، كه‌ نمي‌توانستند پيشرفت‌ و قدرت‌ روزافزون‌ اسلام‌ و گرايش‌ مردم‌ به‌ اين‌ آيين‌ الهي‌ را تاب‌ آورند و از طرفي‌ ديگر تبليغات‌ منفي‌، ترور، محاصرة‌ اقتصادي‌ و... را بي‌ثمر يافتند، به‌ توطئه‌ نظامي‌ روي‌ آوردند و جنگ‌هايي‌ بسيار عليه‌ پيامبر و مسلمانان‌ تدارك‌ ديدند. از اين‌ رو، پيامبر اكرم‌ همزمان‌ در چند جبهه‌ مي‌جنگيد: در برابر قريش‌ (= مشركان‌ مكّه‌)، يهوديان‌، ديگر قبيله‌هاي‌ مشرك‌، روميان‌ و منافقان‌.

          رسول‌ خدا(ص‌) در عرصة‌ جهاد و دفاع‌ از اسلام‌ در مقابل‌ اين‌ دشمنان‌، بيش‌ از هشتاد نبرد بزرگ‌ و كوچك‌5 را رهبري‌ و فرماندهي‌ كرد كه‌ در تاريخ‌ اسلام‌ به‌ نام‌ «غزوه‌» و «سريّه‌» معروفند.

          رسول‌ خدا (ص‌) تا سال‌ پنجم‌ در غزوات‌ از تاكتيك‌ دفاعي‌ بهره‌ مي‌بُرد و از قلمرو حكومت‌ اسلامي‌، يعني‌ مدينه‌، دفاع‌ مي‌كرد. ولي‌ پس‌ از شكست‌ احزاب‌ در نبرد خندق در سال‌ پنجم‌ هجري‌، تاكتيك‌هاي‌پيامبر به‌ صورت‌ تهاجمي‌ درآمد. پيامبر(ص‌) پس‌ از پيروزي‌ در غزوة‌ احزاب‌ فرمود:«اَلاْنَ نَغْزُوهُمْ وَلايَغْزُونَنا»6 از اين‌ پس‌ ما به آنان‌ هجوم‌ مي‌بريم‌، نه‌ آنان‌ به‌ ما. هر چند این دوران نیز به گونه دیگری دفاعی بود زیرا به دشمنانی حمله می کرد که قصد تجاوز به مسلمانان را در سر می پروراندند.

          ابوسفيان‌ در نامه‌اي‌ تهديدآميز به‌ پيامبر (ص‌) نوشت‌ «ما باز مي‌گرديم‌ و تا بساط‌ شما را برنچينيم‌ باز نمي‌ايستيم‌.» پيامبر (ص‌) در پاسخ‌ نوشت‌: «از ديرباز مغرور بودي‌، تو ديگر نخواهي‌ توانست‌ به‌ اين‌ سرزمين‌ لشكر بكشي‌، بلكه‌ اين‌ ماييم‌ كه‌ در داخل‌ خانه‌تان‌ با شما مي‌جنگيم‌. دو بت‌ لات‌ و عزّي‌ شكسته‌ مي‌شوند و روزي‌ مي‌آيد كه‌ تو بايد از خود دفاع‌ كني‌.»7

          ولي‌ رسول‌ خدا در جنگ‌ها، هميشه‌ تسليم‌ دشمن‌ را بر نابودي‌اش‌ ترجيح‌مي‌داد. احزاب و جبهه‌هايي‌ كه‌ پيامبر با آنان روبه‌ رو بود عبارت‌ است‌ از :

          1-  قريش‌

          قريش‌ بيست‌ و سه‌ سال‌ با پيامبر در ستيز بودند. در دوران‌ سيزده‌ سال‌ نخست‌ بعثت‌ پيامبر خدا (ص‌)، به‌ انواع‌ تبليغات‌ زهرآگين‌، شكنجه‌ و آزار مسلمانان‌، محاصرة‌ اقتصادي‌، طرح‌ توطئة‌ قتل‌ پيامبر و... دست‌ زدند و سرانجام‌ موجب‌ هجرت‌ رسول‌خدا (ص‌) و مسلمانان‌ از سرزمين‌ وحي‌ گشتند8 و اموال‌ و دارايي‌ مسلمانان‌ را مصادره‌ كردند. در دوران‌ مدينه‌ نيز تبليغات‌ منفي‌، ترفندها و توطئه‌ها را شدت‌ بخشيدند وجنگ‌هايي‌ خونين‌ عليه‌ مسلمانان‌ به‌ راه‌ انداختند با اين‌ هدف‌ كه‌ حكومت‌ اسلامي‌ را سرنگون‌ سازند و كفر و بت‌پرستي‌ را حياتي‌ دوباره‌ ببخشند.

رسول‌ گرامي‌ اسلام‌ در مكه‌ مأمور به‌ صبر بود، ولي‌ در مدينه‌ مأمور به‌ جهاد مسلّحانه‌ و دفاع‌ از نظام‌ اسلامي‌ و قرآن‌ در برابر دشمنان‌ اسلام‌ شد و از آن‌ جا كه‌ هيچ‌ راهي‌ جزشمشير براي‌ مقابله‌ با كفّار باقي‌ نمانده‌ بود، به‌ جنگ‌ با دشمنان‌ اسلام‌ برخاست‌. قرآن‌ كريم‌ مي‌فرمايد: فَقَاتِلْ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ لَا تُكلََّفُ إِلَّا نَفْسَكَ  وَ حَرِّضِ المُْؤْمِنِينَ  عَسىَ اللَّهُ أَن يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ  وَ اللَّهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَ أَشَدُّ تَنكِيلًا(نساء84)

در راه‌ خدا پيكار كن‌! تنها مسؤول‌ وظيفة‌ خودي‌، و مؤمنان‌ را (بر اين‌ كار) تشويق‌ نما! اميد است‌ خداوند از قدرت‌ كافران‌ جلوگيري‌ كند (حتّي‌ اگر تنها خود به‌ ميدان‌ روي‌)! وخداوند قدرتش‌ بيشتر، و مجازاتش‌ دردناكتر است‌. 9

          بزرگ ترين جنگ‌هايي‌ كه‌ قريش‌ عليه‌ اسلام‌، راه‌ انداختند جنگ‌ بدر، احد و احزاب‌ بود.

          2- يهود

                   يهوديان‌ با كوچ‌ از سرزمين‌هاي‌ شام‌ و فلسطين‌ به‌ سرزمين‌ پهناور حجاز، بخشي‌ از آن‌ را به‌ خود اختصاص‌ دادند و به‌ لحاظ‌ آن‌ كه‌ اهل‌ كتاب‌ بودند و افراد باسواد ميانشان‌ كم‌نبود، بر اعراب‌ برتري‌ فرهنگي‌ داشتند و از نظر اقتصادي‌ نيز وضعشان‌ بهتر بود.10

گرچه‌ يهوديان‌ ساكن‌ مدينه‌ نقش‌ به‌ سزايي‌ در شناساندن‌ پيامبر به‌ اعراب‌ مدينه‌ داشتند ـ زيرا نخست‌ مي‌پنداشتند كه‌ آن‌ پيامبر از ميان‌ بني‌ اسرائيل‌ و يهود خواهد بود و به‌ وسيلة‌ او بر اعراب‌ پيروز خواهند شد ـ امّا چون‌ رسول‌ خدا (ص)، اسلام‌ را بر آنان‌ عرضه‌ داشت‌، به‌ خاطر نژادپرستي‌ و به‌ بهانه‌هاي‌ واهي‌ از پذيرش‌ اسلام‌ سرباز زدند و بناي‌ مخالفت‌ گذاشتند.11 زيرا اسلام‌ را با منافع‌ دنيوي‌ و اهداف‌ سلطه‌طلبانه‌ خود در تضاد مي‌ديدند.

          يهوديان‌ نه‌ تنها اسلام‌ را نپذيرفتند، بلكه‌ به‌ دشمناني‌ كينه‌توز تبديل‌ شدند كه‌ از هيچ‌توطئه‌ و خيانت‌ و جنايتي‌ عليه‌ پيامبر (ص) و مسلمانان‌ دريغ‌ نمي‌ورزيدند. با اين‌ كه‌ رسول‌ خدا (ص) با امضاي‌ قراردادي‌، آنان‌ را در عقايد شان‌ آزاد گذاشت‌ و زمينة‌ بهره‌مندي‌ از حقوق و زندگي‌ مسالمت‌آميز در كنار مسلمانان‌ را برايشان‌ فراهم‌ ساخت‌ و به‌ مسلمانان‌ نيز سفارش‌ كرد كه‌ در پيمان‌ خود با يهوديان‌ وفادار بمانند،12 آنان‌ پيمان‌ را شكستند و براي‌ از ميان‌ بردن‌ پيامبر خدا(ص) و اسلام‌ نقشه‌ها كشيدند. يهوديان‌ با خوي‌ نژادپرستي‌ و دنيا دوستي‌، براي‌ خود ارزشي‌ بالاتر از ديگران‌ قائل‌ بودند.

          يهوديان‌، از روي‌ حسادت‌ و كينه‌هاي‌ دروني‌نمي‌توانستند رشد و بالندگي‌ اسلام‌ را ببينند. از اين‌ رو، دشمني‌ و خيانت‌هاي‌ خود را آشكارا عليه‌ اسلام‌ آغاز كردند. مهم‌ترين‌ توطئه‌ها و كارشكني‌هايشان‌ عبارت‌ بود از:

          1ـ جاسوسي‌: يهوديان‌ مقيم‌ مدينه‌، اخبار مسلمانان‌ را براي‌ هم‌پيمانان‌ خود در خارج‌ مدينه‌ مي‌فرستادند.13

          2ـ القاي‌ شك‌ و ترديد: يهوديان‌، دين‌ اسلام‌ را به‌ مسخره‌ و بازيچه‌ مي‌گرفتند. بدين‌سان‌ كه‌ با يكديگر قرار مي‌گذاشتند در آغاز روز به‌ اسلام‌ ايمان‌ آورند و پايان‌ روز از آن‌ برگردند و چنين‌ القا كنند كه‌ اسلام‌ دين‌ حقيقي‌ و آسماني‌ نيست‌.14

          3ـ اختلاف‌ انگيزي‌: از توطئه‌هاي‌ ديگر يهوديان‌، ايجاد اختلاف‌ و احياي‌ كينه‌هاي‌ فراموش‌ شدة‌ دوران‌ جاهليت‌ بين‌ مسلمانان‌ بود.15

          4ـ تبليغات‌ زهرآگين‌ عليه‌ اسلام‌ و كتمان‌ حق‌.16

          5ـ پايبند نبودن‌ به‌ قراردادها و پيمان‌ها.

          6ـ توطئة‌ نظامي‌: يهوديان‌، افزون‌ بر نقشة‌ قتل‌ رسول‌ خدا (ص‌)، كه‌ منجر به‌ غزوة‌ بني‌نضير شد، در آتش‌افروزي‌ جنگ‌ احد و احزاب‌ نيز دست‌ داشتند و آن‌ همه‌ خسارت‌ مادّي‌ و معنوي‌ را به‌ مسلمانان‌ وارد ساختند.

          بروز اين‌ خيانت‌ها و توطئه‌ها از قومي‌ لجوج‌، كينه‌توز و نژادپرست‌ در قلمرو حكومت‌ اسلامي‌، براي‌ پيامبر سنگين‌ بود و بايد اين‌ عناصر فاسد، از جامعة‌ مدينه‌ پاكسازي‌ مي‌شدند و كانون‌هاي‌ فتنه‌ برچيده‌ مي‌گشت‌.

          جنگ‌ با يهوديان‌، به‌ معناي‌ ضدّيت‌ اسلام‌ با يهود نبود ـ چنان‌ كه‌ برخي‌ دشمنان‌ اسلام‌ تبليغ‌ كرده‌اند ـ بلكه‌ جنگ‌ با عوامل‌ فساد و جنايت‌ و خيانتكار بود كه‌ آرامش‌ و آسايش‌ جامعه‌ را برهم‌ زده‌ و براي‌ هيچ‌ كس‌ و هيچ‌ قانون‌ و آييني‌، ارزش‌ و احترامي‌ قائل‌ نبودند.

          3- قبايل‌ عرب‌

          قبايل‌ عرب‌ كه‌ با مسلمانان‌ دشمني‌ مي‌كردند، افزون‌ بر همكاري‌ با قريش‌ و يهود در جنگ‌ها، همزمان‌ جبهه‌اي‌ عليه‌ پيامبر گشودند. اينان‌، با گردآوري‌ نيرو، قصد تهاجم‌ به‌ مدينه‌ را داشتند و در گوشه‌ و كنار جزيره‌ العرب‌ نيز دست‌ به‌ تحركاتي‌ مي‌زدند و به‌ كساني‌ كه‌ مردم‌ را به‌ اسلام‌ دعوت‌ مي‌كردند، يورش‌ مي‌بردند و آنان‌ را به‌ قتل‌ مي‌رساندند. از جمله‌ قبايلي‌ از اين‌ دست‌ كه‌ مورد هجوم‌ لشكر اسلام‌ قرار گرفتند، عبارت‌ بودند از: بني‌ لحيان‌، بني‌ سُليم‌، بني‌ ثعلبه‌، غطفان‌، بني‌ مصطلق‌، قضاعه‌ در ذات‌السلاسل‌، هوازن‌ و ثقيف‌. 17

          4- روميان

                   شبه‌ جزيرة‌ عربستان‌، چون‌ نگيني‌ در محاصرة‌ دو امپراتوري‌ «ايران‌» و «روم‌» بود. هر دو امپراتوري‌، منافع‌ و مستعمراتي‌ در اين‌ سرزمين‌ داشتند.

          روم‌، به‌ دليل‌ پيروزي‌هايي‌ كه‌ بر امپراتوري‌ ايران‌ داشت‌،18 سخت‌ احساس‌ غرورمي‌كرد و مي‌كوشيد كه‌ اين‌ غرور را حفظ‌ كند و بر قلمرو و نفوذ مسيحيت‌ در آن‌ سوي‌ مرزها بيفزايد. افزون‌ بر اين‌، پيروزي‌هاي‌ اسلام‌ در جزيرة‌ العرب‌، موجب‌ هراس‌ دولت‌ روم‌ شده‌ بود و از اين‌ رو، مي‌خواست‌ با حمله‌ به‌ مواضع‌ مسلمانان‌، خطر احتمالي‌ را ازخود دور كند. مسلمانان‌ در اين‌ جبهه‌ سه‌ نبرد داشتند كه‌ سرانجام‌ به‌ پيروزي‌ آنان‌ انجاميد، اين‌نبردها عبارتند از:

          غزوة‌ مُؤتَه‌: نخستين‌ برخورد مسلّحانه‌ مسلمانان‌ با سپاه‌ روم‌، در سال‌ هشتم‌ هجري رخ‌ داد.19

          جنگ‌ تبوك‌: رسول‌ خدا(ص) خبر يافت‌ كه‌ هِرْقل‌، امپراتور روم‌، به‌ قصد تعرّض‌ و تجاوز به‌ قلمرو حكومت‌ اسلامي‌، سپاهي‌ بزرگ‌ فراهم‌ آورده‌ و مرزنشينان‌ را نيز با خود همراه‌ كرده‌ است‌. از اين‌ رو پيامبر اكرم‌(ص)، به‌ رغم‌ مشكلاتي‌ چون‌ گرماي‌ سوزان‌تابستان‌، تنگدستي‌ مردم‌، دوري‌ جبهه‌، انبوهي‌ سپاه‌ روم‌ و خاطرة‌ تلخ‌ شكست‌ مؤته‌، اعلان‌ بسيج‌ عمومي‌ كرد و همراه‌ با سي‌ هزار نفر عازم‌ جبهة‌ نبرد با روميان‌ شد.20

          جنگ‌ اسامة‌ بن‌ زيد: فشار بر روميان‌ ادامه‌ يافت‌ و پيامبر اكرم(ص)‌ براي‌ پايان‌ دادن‌ به‌ تحركات‌ امپراتوري‌ روم‌، لشكري‌ به‌ فرماندهي‌ اسامة‌ بن‌ زيد براي اعزام به‌ منطقة‌ مرزي‌ تدارك ديد. گرچه‌ به‌ دليل‌ رحلت‌ رسول‌ خدا(ص) و تخلّف‌ برخي‌ مسلمانان‌ از لشكر اسامه‌، وقفه‌اي‌ در نبرد پيش‌ آمد، ولي‌ مسلمانان‌ در زمان‌ خلافت‌ ابوبكر، به‌ جبهة‌ روميان‌ حمله‌ بردند و بر آنان‌ پيروز شدند.21

          5- منافقان‌

          جبهة‌ ديگري‌ كه‌ پيامبر از همان‌ آغاز حكومت‌ اسلامي‌ با آن‌ درگير بود و بيش‌ از هر جبهه‌اي‌ نيروي‌ مسلمانان‌ را به‌ خود مشغول‌ مي‌كرد، جبهة‌ منافقان‌، بود. كارشكني‌، شايعه‌ پراكني‌، جاسوسي‌، خرابكاري‌، سرپيچي‌ از فرمان‌ پيامبر (ص‌)، تخلّف‌ از جنگ‌، همكاري‌ با دشمنان‌ اسلام‌ و طرح‌ ترور رسول‌ خدا از اعمال‌ بارز اين‌ انسان‌هاي‌ دوچهره‌ بود که خداوند در آیات زیادی ماهیت پلید آنان را بر ملا می کرد همچون آیات11-13 سوره حشر که همراهی و پشتیبانی آنان از یهود بنی نضیر که توطیه قتل پیامبر را در سر داشتند بیان می کند. قرآن کریم می فرماید: أَ لَمْ تَرَ إِلىَ الَّذِينَ نَافَقُواْ يَقُولُونَ لِاخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَئنِ‏ْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَ لَا نُطِيعُ فِيكمُ‏ْ أَحَدًا أَبَدًا وَ إِن قُوتِلْتُمْ لَنَنصُرَنَّكمُ‏ْ وَ اللَّهُ يَشهَْدُ إِنهَُّمْ لَكَاذِبُونَ(11)لَئنِ‏ْ أُخْرِجُواْ لَا يخَْرُجُونَ مَعَهُمْ وَ لَئنِ قُوتِلُواْ لَا يَنصُرُونهَُمْ وَ لَئنِ نَّصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا يُنصَرُونَ(12)لَأَنتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فىِ صُدُورِهِم مِّنَ اللَّهِ  ذَالِكَ بِأَنهَُّمْ قَوْمٌ لَّا يَفْقَهُونَ(13)

آيا كسانى را كه نفاق ورزيدند، نديدى؟ كه به برادران كافرشان از اهل كتاب مى‏گويند: اگر شما را [از خانه و ديارتان‏] بيرون كردند، ما هم قطعاً با شما بيرون مى‏آييم، و هرگز فرمان كسى را بر ضد شما اطاعت نمى‏كنيم، و اگر با شما جنگيدند، همانا شما را يارى مى‏كنيم. و خدا گواهى مى‏دهد كه آنان دروغگويند. (11) اگر [كافران از اهل كتاب را] بيرون كنند با آنان بيرون نمى‏روند، و اگر با آنان بجنگند آنان را يارى نمى‏دهند، و اگر يارى دهند در گرماگرم جنگ پشت‏كنان مى‏گريزند، سپس [كافران اهل كتاب‏] يارى نمى‏شوند. (12) [آرى منافقان، كافران از اهل كتاب را در گرماگرم جنگ به هنگام خطر رها مى‏كنند و مى‏گريزند؛ زيرا] ترس آنان از شما در دل‏هايشان بيش از ترس از خداست؛ چون آنان قومى هستند كه [حقايق را به خاطر كوردلى‏] نمى‏فهمند. (13)

منافقان‌ به‌ اميد تضعيف‌ لشكر اسلام‌، در جنگ‌ احد، از ميانه‌ راه‌ به‌ مدينه‌ بازگشتند و در جنگ‌ خندق با شايعات‌، به‌ تضعيف‌ روحية‌ مسلمانان‌ پرداختند و جبهة‌ احزاب‌ را تقويت‌ كردند. بيشترين‌ خيانت‌ منافقان‌ در جنگ‌ تبوك‌ رخ‌ نمود، كه‌ تصميم‌ بر قتل‌ پيامبر(ص‌) گرفته‌ بودند. خداوند به‌ پيامبرش‌ دستور ‌داد:

«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِين‌َ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ» 22

اي‌ پيامبر! با كافران‌ و منافقان‌ جهاد كن‌، و بر آنان‌ سخت‌ گير، و جايگاهشان‌ دوزخ‌ است‌ و چه‌ بد سرنوشتي‌ دارند!

 

پي نوشت ها:

  1. حديد، آيه 25.
  2. بحار الانوار ج97، ص16.
  3. تفسير نمونه ،ج11، ص455.
  4. مائده، آيه 82.
  5. 66 سريه و27 غزوه ‹‹تاريخ پيامبر اسلام ، آيتي، ص221.››
  6. بحار الانوار ج20، ص 258 و الميزان ج 16، ص300.
  7. مغازي واقدي، ج2، ص92.
  8. ممتحنه ، آيه 9.
  9. نساء، آيه 84.
  10. اليهود في القرآن ،عفيف عبد الفتاح طباره ، ص14و15.
  11. ر.ك ، نساء، آيه 153، آل عمران، آيه 183.
  12. ر.ك ،سيره ي ابن هشام ،ج 2 ،ص147-150.
  13. مائده، آيه 41.
  14. آل عمران ، آيه 72.
  15. همان ، آيه 99.
  16. همان ، ‌آيه 78.
  17. ر.ك ، ارشاد شيخ مفيد ص86-90، سيره ابن هشام ج 4، ص87، تاريخ  پيامبر ، آيتي، ص552.
  18. روم، آيه 1.
  19. مغازي واقدي ،ج2، ص755.
  20. همان ،ج 3،ص990-996.
  21. همان، ص1091-1124.
  22. توبه ، آيه 73.

 


 


آخرین کتاب ها