1398/12/8
نکاتی در تربیت اخلاقی

آحاد هر جامعه، نياز به تربيت مناسب با فرهنگ و ارزش های خاصّ خود دارند، تا بدانند كه با چه كساني دوستي نمایند و در مقابل چه كساني به عنوان دشمن، بايستند. به هر يك از دوستان، تا چه حدّ اعتماد كنند و با دشمنان تا چه اندازه‏يي سخت بگيرند.

عدم آموزش و تربيت، به سردرگمي نسل‏ها، خصوصا نسل‏هاي تازه‏تر مي‏انجامد. واضح است كه در تربيت ديني بر اساس مراجع اقتدار ديني و نصوص اصلي اسلامي حد و مرز حب و بغض ها و مصاديق كسان و يا چيزهايي كه بايد محبوب و يا مطرود باشند، تعيين مي گردد. شكوفا نمودن چنين گرايش­هايي در تربيت اخلاقي مورد اهتمام خواهد بود.

در تربيت اخلاقي از منظر ديني چند نكته، مفروض و مبناست كه جاي بحث تفصيلي آنها در اين نوشتار نبوده و پژوهش مستقلي را مي طلبد ولی به چند نکته اشاره می گردد.

  1. از جمله پيش فرض­های تربیت اخلاقی به قرار زيرند:

اول: مفاهيم كليدي و اصول اخلاقي مطلق و پايدارند. به عبارت ديگر در گفتمان اخلاق ديني، «نسبيت اخلاقي»، نفي مي گردند.

دوم: پشتوانه، بلكه تنها ضامن اجراي اخلاق به معناي درست آن خدا، ايمان و دين اند. اخلاق بدون خدا توجيه منطقي نيافته و لذا به سكون، جمود و انحراف گرايش مي يابد.

سوم: خود يابي از طريق خدايابي، مبناي اخلاق اسلامي است.

چهارم: محور و مدار اخلاق حفظ خود اصيل، دفاع از عزت نفس و احياي كرامت آدمي است. از اين رو در تربيت اخلاقي هر چيز و به هر بهانه اي كه به كرامت آدمي آسيب وارد كند نفي مي شود.

پنجم: مهمترين منابع ديني در بيان تربيت اخلاقي و شيوه هاي آن كتاب خدا، قرآن و عترتند.

2- با تاملي در قران و سنت مي توان برخی مباني و اصول ويژه تربيت اخلاقي را چنین برشمرد.

نخست: در هم تنيدن دين و اخلاق و در هم تنيدگي تربيت اخلاقي و تربيت ديني.

دوم: صالح بودن عمل و انگيزه عامل تهذيب ظاهر و باطن.

سوم: مكمل بودن عقل و وحي و اصل پرورش تعقل اخلاقي در كنار پرورش تعبد.

چهارم: درهم تنيدگي اصل و فضيلت اخلاقي با آموزش اصول اخلاقي، همراه پرورش فضايل اخلاقي

پنجم: شمار مراتب و درجات اخلاق و ترتيب مراتب و درجات اخلاق، تعالي تدريجي

ششم: جدال پيوسته لشگريان عقل و جهل و اصل مراقبت دايم و مخالفت با هواهاي نفساني

3- در برخي نصوص به نقاط محوري و حساسي در اخلاق اشاره شده كه مي توان نور افكن بسيار مناسبي در تربيت اخلاقي خود و يا برنامه ريزي براي ديگران باشد.

به عنوان شاهد كلام عميق حضرت امير به فرزندشان در نامه 31 /نهج البلاغه به ملاك و نكته كليدي اخلاقي اشاره دارد كه رعايت اين معيار در تربيت اخلاقي رهگشاست. امام علی علیه السلام مي فرمايد:

يا بني اجعل نفسک ميزانا فيما بينک و بين غيرک، فاحبب لغيرک ما تحب لنفسک، و اکره له ما تکره لها، و لا تظلم کما لا تحب ان تظلم، و احسن کما تحب ان يحسن اليک، و استقبح من نفسک ما تستقبحه من غيرک و ارض من الناس بما ترضاه لهم من نفسک، و لا تقل ما لا تعلم و ان قل ما تعلم، و لا تقل ما لا تحب ان يقال لك.

پسرم خويشتن را معيار و مقياس قضاوت بين خود و ديگران بگير. پس آنچه را که براي خود دوست مي داري براي ديگران دوست دار و آنچه را که براي خود نمي پسندي بر ديگران نيز مپسند. ستم مکن همانگونه که دوست نداري به تو ستم شود. نيکي کن همانطور که دوست داري نسبت به تو نيکي کنند. براي خويشتن چيزي را زشت بدان که همان را براي ديگري قبيح مي شماري. به همان چيز براي مردم راضي باش که براي خود مي پسندي. آنچه نمي داني مگو. اگر چه آنچه مي داني بسيار اندک است و آنچه را که دوست نداري به تو بگويند به ديگران نيز مگو.

4- باید توجه داشت که در تربيت اخلاقي اگر گفته نشود كه روش و شيوه عرضه محتوا و پيام بيش از خود محتوا اهميت دارند، حداقل مي توان گفت كه نحوه معاشرت، شيوه ارتباط، چگونگي ارسال پيام، انگيزه انتقال مطلب و. . . به اندازه خود پيام مهمند. اين نكته حداقل دو بعد خيلي مهم دارد:

اول آنكه مربي نياز به تخصص لازم براي ارتباط مناسب دارد. زيرا اثر گذاري بر جان آدميان مساله مهمي است كه حتي گاه اولياي الهي نيز در ايفاي اين نقش كاملا توفيق نداشتند.

ديگر آنكه محقق نمودن امر تربيتي حوصله، استقامت، استمرار، پايداري، سعه صدر و خلق حسن مي خواهد. از اين رو انسانهاي كم حوصله حتي اگر حاذق ترين كارشناس تعليم و تربيت نيز باشند، مربي مناسب براي تربيت ديگران نيستند.

5- از نگاه استاد شهيد مطهري در كتاب فلسفه اخلاق در اخلاق اسلامی، محور و آن چيزی كه حجم اخلاقی به دور آن می‏گردد، آن نقطه ای كه براي احياي اخلاق انساني از روح انسان كه اسلام روی آن دست گذاشته، كرامت و عزت نفس است. ايشان با استشهادات فراوان از قرآن و سنت و سيره (و خصوصا مواضع حضرت امام حسين) مدعاي خود را مدلل مي كنند. (مطهري: 1368ص147 و صص3-152)

اگر عزت نفس و كرامت آدميان مركز و محور اخلاق اسلامي باشد واضح است كه در تدوين و تهيه نظام تربيتي و عناصر آن (ورودي ها، فرآيندها ارزشيابي ها، خروجيها و. . . .) تماما بايد دقت نمود كه متربيان از اخلاق بردگي فاصله گرفته و تمرين و ممارست بر روي اخلاق بزرگوارانه و فضيلانه داشته باشند.

6- در تربيت اخلاقي از جمله معابر بسيار موفق آن است كه متربيان با الگوهاي ملموس­تر و قابل درك و فهم تري مواجه شوند. در اين زمينه هم بايد در متون و محتوا به شواهد نزديك، مصاديق قريب و موارد تجربه شده در سال­هاي نزديكتر ارجاع داد و هم در دوره هاي تربيتي مربيان فرصتي ايجاد نمايند تا متربيان برخي از محصولات تربيت ديني و اسوه های اخلاقي و تربيتي را از نزديك تجربه نمايند و نكات مهم در باره سلوك اخلاقي را از زبان آنان شنيده و در رفتار آنها ببينند.

7- در تربيت اخلاقي مي توان با دو غايت و هدف به مباحث اخلاقي توجه کرد:

اول: افزايش دانش در باره مسايل علم اخلاق و موضوعات اخلاقی.

دراين معنا موضوعات اخلاقي را نيز مانند ساير مباحث علمي مي توان به ديگران آموزش داد. آشنايي با اخلاق براي هدف يادشده كه يادگيري اخلاق نظري است.

دوم: با هدف دروني كردن مفاهيم و مباحث اخلاقي و تحقق اخلاق عملي

8- تربيت اخلاقي در فرهنگ ديني در دو بعد مي تواند مورد اهتمام باشد:

اول: از بعد روشي،

دوم: از بعد محتوايي.

از اين رو باید با مراجعه به نصوص و سنت و سيره معصومين مباحث ضروري استنتاج گردند. و مواردی كه در تربيت اخلاقي ظهور و بروز بيشتر دارند، مورد توجه قرار گيرند و به دو قسمت اساسی که در تربیت اخلاقی موثر است یعنی تربيت اخلاقي از بعد روشي و محتوايي و تربيت اخلاقي با اخلاق عملی؛ پرداخت.


 


آخرین کتاب ها