روایتی متفاوت از سرنوشت چهار دلاور مرد ایرانی و سفری بی بازگشت از خرمشهر تا بیروت
1399/3/19
راز احمد
روایتی متفاوت از سرنوشت چهار دلاور مرد ایرانی و سفری بی بازگشت از خرمشهر تا بیروت
متوسلیان با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، مسئولیت تشکیل کمیته انقلاب اسلامی شد و پس از شکل‌گیری سپاه پاسداران به خدمت سپاه درآمد. وی فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله در جنگ هشت ساله ایران و عراق بود و یکی از ۴ دلاور مرد ربوده شده ایران در لبنان در سال ۱۳۶۱ است. در پی مأموریتی به همراه هیئت رسمی از مسئولین سیاسی-نظامی ایران راهی سوریه شد تا راه‌های مساعدت به مردم لبنان علیه حمله و اشغالگری رژیم صهیونیستی اسرائیل را بررسی نماید. در ۱۴ تیر ۱۳۶۱ اتومبیل سفارت که حامل مسئولین سیاسی-نظامی ایران بود توسط نیروهای اسرائیلی ربوده شدند.

محورهای اصلی این کتاب عبارتند از:
چه کسی حاج احمد را لو داد؟
چه کسی از نیروهای حاج احمد جاسوسی می کرد؟
چرا حاج احمد به تهران بازنگشت؟
حاج احمد و یارانش، شب قبل در خانه چه کسی بودند؟
در ماشین عقبی، چه کسانی بودند؟
چه کسانی شاهد ماجرای پست بازرسی برباره بودند؟
ناگفته ای منتشر نشده از سپهبد شهید قاسم سلیمانی درباره سرنوشت حاج احمد متوسلیان

از جمله آثار نویسنده میتوان به سی وهفت سال، عباس برادرم، دیدم که جانم می رود و... اشاره کرد.

 

 

 

گزیده متن

این کتاب نه خواسته و نه می خواهد سرنوشت چهار دلاور مرد خدایی احمد متوسلیان، تقی رستگار، سید محسن موسوی و کاظم اخوان را معلوم کند؛ فقط روایتی است ناگفته با عقبه ی بیست و پنج سال تحقیق، تفحص، فضولی، کنجکاوی، سرکشی و کنکاش در ایران و سوریه و لبنان. هر آن کس را که نام، یاد، بو، عطر، خاطره، ذکر و نگاهی از حاج احمد داشت، دیدم، چشیدم، شنیدم، بوییدم و نگاشتمش! قطعا بسیاری از خاطرات که در این کتاب می خوانید، برای تان تعجب آور خواهد بود؛ چون بسیاری از آن چه را برخی نگفت اند، از سینه شان بیرون کشیده ام؛ و حتما جای برخی خاطرات عجیب و غریب را در این جا خالی خواهید دید؛ چون موثق و مستند نبودند؛ همه اش دهان به دهان نقل شده، راوی اصلی و اولیه نداشتند و فقط خوراک سخنرانی های هیجانی و اسطوره سازی بودند وبس! راحت اندیشان- که باید فرصت طلبان و عافیت طلبان شان دانست- ترجیح دادند خود را به ندانستن و فراموشی بزنند و بودند آنان که به هر چیز و به خصوص سرنوشت چهار عزیز، به چشم منفعت طلبی سیاسی و ابزاری نگاه کرده و می کنند، وگرنه با روراست بودن و صداقت آنان، خیلی پیش از این ها سرنوشت آن عزیزان مشخص شده بود؛ و بودند بسیاری که به بهانه ی حفظ اسرار نظام، کم کاری و خیانت چندین ساله ی خود را در مسیر روشن شدن سرنوشت آن چهار عزیز رنگ خدمت دادند و بهره های مادی بردند و امروز بر مسندهای معتبر تکیه زده اند. آن چه مسلم است، روشن نشدن سرنوشت آن چهار عزیز، فقط با یک اجماع سیاسی ممکن گشته است تا به خیال خودشان بهترین بهره و برداشت را از پرونده ی آنان ببرند!


آخرین کتاب ها