1396/5/25
نقش اخلاق در تمدّن اسلامی
برخی مسائل اخلاقى را به عنوان يك امر خصوصى در زندگى شخصى مى نگرند، و يا آنها را مسائل مقدّس روحانى و معنوى مى دانند كه تنها در زندگى سراى ديگر اثر دارد، در حالى كه اين يك اشتباه بزرگ است; اكثر مسائل اخلاقى بلكه همه آنها، آثارى در زندگى اجتماعى بشر دارند و تمدن ساز هستند. جامعه انسانيّت منهاى اخلاق به باغ وحشى تبديل خواهد شد كه تنها قفسها و کنترل های شدید مى توانند جلوی فعّاليّتهاى تخريبى اين حيوانات انسان نما را بگيرند، نيروها به هدر خواهد رفت، استعدادها سركوب خواهد شد، امنيّت و آزادى بازيچه دست هوسبازان مى گردد و زندگى انسانى مفهوم واقعى خود را از دست مى دهد.
اگر درست در تاريخ گذشته بينديشيم، اقوام زيادى را پيدا مى كنيم كه هر كدام بر اثر پاره اى از انحرافات اخلاقى، شكست خورده يا بكلّى نابود شده اند.
 
چه بسيار زمامدارانى كه بر اثر نقاط ضعف اخلاقى، قوم و ملّت خود را در كام مصائب دردناكى فرو بردند، و چه بسيار فرماندهان فاسدى كه جان سربازان خود را به خطر افكنده و بر اثر خودكامگى آنها را به خاك و خون كشيدند.
 
درست است كه زندگى فردى نيز بدون اخلاق، لطافت و شكوفايى و زيبايى ندارد; درست است كه خانواده ها بدون اخلاق سامان نمى پذيرند; ولى از آنها مهمتر، زندگى اجتماعى بشر است كه با حذف مسائل اخلاقى به سرنوشت دردناكى گرفتار مى شود كه بدتر از آن تصوّر نمى شود.
 
هر خلق و خوى برجسته انسانى علاوه بر جنبه هاى معنوى و اخروى، تأثير عميقى در زندگى مادّى و دنيوى انسانها دارد; به همين دليل، نبايد تصوّر كرد كه مسائل اخلاقى يك سلسله مسائل فردى و شخصى است، و چيزى جدا از زندگى اجتماعى انسانها و تمدن اوست; بلكه بعكس، رابطه بسيار قوى و نزديك با آن دارد، و هرگونه دگرگونى اجتماعى، بدون دگرگونى اخلاقى امكان پذير نيست.
 
به تعبير ديگر، مردمى كه مى خواهند در يك جامعه بزرگ، زندگى سعادتمندانه توأم با مسالمت و همكارى نزديك داشته باشند لااقل بايد به آن حد از رشد اخلاقى برسند كه حقايق مربوط به تفاوت انسانها را از نظر ساختمان فكرى، روحى و عاطفى درك كنند.
 
چرا كه انسانها در جهات مختلف با يكديگر متفاوتند; به همين، دليل هرگز نمى توان انتظار داشت كه ديگران در همه چيز از ما پيروى كنند، بلكه بايد در حفظ اصول مشترك كوشيد، و اختلاف سليقه ها و انديشه ها را با گذشت و اغماض و سعه صدر و بلند نظرى و نرمى و بردبارى پذيرا شد. حتّى دو نفر نمى توانند براى يك مدّت طولانى همكارى نزديك با یکديگر داشته باشند مگر اين كه از اصول اخلاقى برخوردار باشند.
 
بديهى است آمادگيهاى اخلاقى كه براى هضم نقاط اختلاف و رسيدن به وحدت و قدرت و عظمت لازم است، چيزى نيست كه با گفتگو به دست آيد، بلكه نيازمند به تهذيب نفوس و تعليم و تربيت كافى است كه موجب رشد و تعالى در جهات اخلاقى گردد.
 
ممكن است گفته شود، سعادت و خوشبختى و تكامل جوامع بشرى را مى توان در پرتو عمل به قوانين و احكام صحيح به دست آورد، بى آن كه مبانى اخلاقى در افراد وجود داشته باشد ولی عمل به مقرّرات و قوانين نيز بدون پشتوانه اخلاق ممكن نيست; تا از درون انسانها انگيزه هايى براى اجراى مقرّرات و قوانين وجود نداشته باشد، تلاشهاى برونى به جايى نمى رسد.
 
زور و فشار، بدترين ضمانت اجرايى قوانين و مقرّرات است كه جز در موارد ضرورى نبايد از آن استفاده كرد و در مقابل آن، ايمان و اخلاق، بهترين ضامن اجرايى قوانين و مقرّرات محسوب مى شود.
 
با اين اشاره نمونه هايى از آيات قرآن مجيد و روایات را كه ناظر به اين مسأله مهم است را مورد توجّه قرار مى دهيم:
 
وَلَوْ اَنَّ اَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكات مِنَ السَّماءِ وَالاَْرْضِ وَلكِنْ كَذَّبُوا فَاَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ (اعراف، آيه ۹۶).
 
و اگر اهل شهرها و آباديها، ايمان مى آوردند و تقوا پيشه مى كردند بركات آسمان و زمين را بر آنها مى گشوديم، ولى (آنها حق را) تكذيب كردند، ما هم آنان را به كيفر اعمالشان مجازات كرديم.
 
در این آيه كه سخن از رابطه بركات زمين و آسمان; باتقوا است، با صراحت مى فرمايد: ايمان و تقوا سبب مى شود كه بركات آسمان و زمين به سوى انسانها سرازير گردد; و بعكس، تكذيب آيات الهى (و بى تقوايى) سبب نزول عذاب مى گردد.
 
بركات آسمان و زمين، معنى وسيعى دارد كه نزول بارانها، رويش گياهان، فزونى نعمتها، و افزايش نيروهاى انسانى را شامل مى شود.
 
«بركت» در اصل به معنى ثبات و استقرار چيزى است، و اين واژه بر هر نعمت و موهبتى كه پايدار بماند اطلاق مى گردد; بنابراين موجودات بى بركت آنها هستند كه ثبات و قرارى ندارند و زود فانى و نابود مى شوند.
 
بسيارند از امّتهايى كه داراى امكانات مادّى فراوان هستند و منابع زيرزمينى و روزمينى و انواع صنايع را دارند، ولى به خاطر تباهى اخلاق و فساد اعمال كه نتيجه مستقيم فساد اخلاق است، اين مواهب براى آنها ناپايدار و فاقد بركت است و غالباً در مسير نابودى شان به كار گرفته مى شود.
 
به همين دليل، آيات قرآن، از كسانى سخن مى گويد كه نعمتهاى آنها وبال و مايه بدبختى شان شده است.
 
مثلا، در آيه ۸۵ سوره توبه مى خوانيم: «وَلاتُعْجِبْكَ اَمْوالُهُمْ وَاَوْلادُهُمْ اِنَّما يُريْدُ اللّهُ اَنْ يُعَذِّبَهُمْ بِها فِى الدُّنْيا وَتَزْهَقَ اَنْفُسُهُمْ وَهُمْ كافِروُنَ;مبادا اموال و اولادشان مايه اعجاب تو گردد، خدا مى خواهد به وسيله آن، آنها را عذاب كند و جانشان بر آيد در حالى كه كافر باشند.»
 
آرى! اين نعمتها هنگامى كه با فساد اخلاق توأم شود، هم مايه عذاب دنيا است، هم موجب خسران و زيان آخرت!
 
به تعبير ديگر، هرگاه مواهب الهى با ايمان و اخلاق و اصول انسانى همراه باشد مايه عمران و آبادى و رفاه و آسايش و سعادت و نيكبختى است اين همان چيزى است كه در آيه مورد بحث به آن اشاره شده است. ولی هرگاه با سوءاخلاق و بخل و ظلم و خودكامگى و هوسبازى همراه باشد، مايه تباهى و فساد است!
 
در دومين آيه، طريقه بسيار مؤثّر و مهمّى را براى پايان دادن به كينه توزيها و عداوتها، ارائه مى دهد و نقش اخلاق را در برچيدن نفرتها و كينه ها روشن مى سازد، مى فرمايد: وَلاتَسْتَوِى الْحَسَنَةُ وَلاَالسَّيِّئَةُ اِدْفَعْ بِالَّتِى هِىَ اَحْسَنُ فَاِذَا الّذى بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَداوَةٌ كَاَنَّـهُ وَلِىٌّ حَميْمٌ ـ وَمايُلَـقّـها اِلاَّ الَّذينَ صَبَرُوا وَمايُلَـقّـها اِلاّ ذُوحَـظٍّ عَظيم (سوره فصّلت، آيه ۳۴ و ۳۵)
 
هرگز نيكى و بدى يكسان نيست، بدى را با نيكى دفع كن ناگاه (خواهى ديد) همان كس كه ميان تو و او دشمنى است، گوئى دوستى گرم و صميمى است!
 
پس باید با نيكى، بدى را دفع كرد، تا دشمنان سرسخت همچون دوستان گرم و صميمى شوند. البته اين كار هر كس نيست، زیرا بزرگوارى و سعه صدر، از هر كس بر نمى آيد، «تنها كسانى به اين مرحله مى رسند كه داراى صبر و استقامتند، و تنها كسانى به اين فضيلت اخلاقى نائل مى شوند، كه بهره عظيمى از ايمان و تقوا دارند!» (وَمايُلَقـّها اِلاَّ الَّذينَ صَبَرُوا وَمايُلَقـّها اِلاّ ذُوحَظٍّ عَظيْم)
 
هميشه يكى از مشكلات بزرگ جوامع بشرى، انباشته شدن كينه ها و نفرتها بوده كه وقتى به اوج خود برسد، آتش جنگها از آن زبانه مى كشد و همه چيز را در كام خود فرو مى برد و خاكستر مى كند.
 
حال اگر با این روش (دفع بدى با نيكى) با آن برخورد شود، كينه ها، همچون برف در گرما ذوب مى شود و از ميان مى رود، و جوامع بشرى را از خطر بسيارى از جنگها مصون مى دارد، از جنايات مى كاهد و راه را براى همكارى عمومى هموار مى سازد.
 
ولى همان گونه كه قرآن مى گويد، اين كار؛ كار هر كس نيست و بهره عظيمى از ايمان و تقوا و تربيت اخلاقى لازم دارد.
 
بديهى است اگر خشونت با خشونت پاسخ گفته شود، و سيّئه با سيّئه دفع گردد، خشونتها به صورت تصاعدى بالا مى گيرد، و روز به روز دامنه آن گسترده تر مى شود و مايه بدبختيهاى عظيمى در سطح جامعه بشرى مى گردد!
 
در سومين آيه، از تأثير حسن اخلاق در جلب و جذب مردم سخن مى گويد و نشان مى دهد يك مدير متخلّق به اخلاق الهى تا چه حد در كار خود موفّق است، و چگونه دلهاى رميده را در اطراف خود جمع و متّحد مى سازد، اتّحادى كه مايه پيشرفت و تكامل جامعه ها است، مى فرمايد:
 
فَبِما رَحْمَة مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليـظَ الْقَلْبِ لاَنْفـَضُّوُا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشاوِرْهُمْ فِى الاَْمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ اِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّـليْنَ (سوره آل عمران، آيه ۱۵۹)
 
از پرتو رحمت الهى در برابر آنها نرم و مهربان شدى! و اگر تندخو و سنگدل بودى از اطراف تو پراكنده مى شدند، آنها را عفو كن و براى آنها آمرزش الهى بخواه، و در كارها با آنها مشورت كن، امّا هنگامى كه تصميم گرفتى، قاطع باش و بر خدا توكّل كن چرا كه خدا متوكّلان را دوست دارد!
 
اين آيه تأثير عميق حسن اخلاق را در پيشرفت امر مديريّت و جلب و جذب دلها و وحدت صفوف و پيروزى و موفّقيّت جامعه نشان مى دهد; بنابراين، تأثير حسن اخلاق تنها در بعد الهى و معنوى آن خلاصه نمى شود، بلكه اثر وسيعى در زندگى مادّى انسانها نيز دارد.
 
دستورات سه گانه اى كه در ذيل آيه آمده يعنى مسأله «عفو و گذشت از خطاها» و «طلب آمرزش از پيشگاه خدا» و «مشورت در كارها» نيز در همين راستا است، چرا كه اين خلق و خوى كه از مهربانى و تواضع سرچشمه مى گيرد سبب عفو و گذشت و استغفار و جبران خطاهاى پيشين و احترام به شخصيّت و ارزش وجودى انسانها مى شود.
 
آنچه از آيات قرآن مجيد در اين زمينه استفاده كرديم، در روايات اسلامى نيز بازتاب گسترده اى دارد كه حاكى از تأثير عميق صفات اخلاقى در زندگى فردى و اجتماعى انسانها است ودر ساخت تمدن بشری نقش بسزایی دارد كه در ذيل به قسمتى از اين احاديث پرمعنى اشاره مى شود:
 
در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مى خوانيم: «فى سِعَةِ الاَْخْلاقِ كُنُوزُ الاَْرْزاقِ; گنجهاى روزيها، در اخلاق خوب و گسترده، نهفته شده است!»( بحار، ج ۷۵، ص ۵۳)
 
در حديث ديگری از امام جعفر صادق عليه السلام مى خوانيم: «حُسْنُ الْخُلْقِ يَزيدُ فِى الرِّزْقِ; حسن خلق، روزى را زياد مى كند!»( بحار، ج ۶۸، ص ۳۹۶)
 
در حديث ديگرى از على عليه السلام درباره تأثير حسن اخلاق در جلب و جذب مردم به استحكام رابطه دوستى در ميان آنها چنين آمده است:
 
«مَنْ حَسُنَ خُلْقُهُ كَثُرَ مُحِبُّوهُ وَآنَسَتِ النُّفُوسُ بِهِ; كسى كه اخلاقش نيكو باشد، دوستانش فراوان مى شوند و مردم به او انس مى گيرند.» ( غررالحكم)
 
باز در حديث ديگرى از امام ششم، امام صادق عليه السلام اين معنى با صراحت بيشترى آمده، مى فرمايد:
 
«اِنَّ الْبِرَّ وَحُسْنَ الْخُلْقِ يَعْمُرانِ الدِّيارِ وَيَزيدانِ فِى الاَْعْمارِ; نيكوكارى و حسن اخلاق، خانه ها (و شهرها) را آباد و عمرها را زياد مى كند!» ( بحار، ج ۶۸، ص ۳۹۵)
 
شك نيست كه عمران و آبادى در سايه اتّحاد و صميميّت و همكارى در ميان قشرهاى جامعه به وجود مى آيد، و آنچه باعث تحكيم اين امور شود، از عوامل مهمّ عمران و آبادى خواهد بود.
 
طول عمر نيز مولود آرامش فكر و آسودگى خيال و جلوگيرى از فقر و همكارى و همبستگى اجتماعى است و اين امور در سايه اخلاق به دست مى آيد.
 
به امید روزی که اخلاق اسلامی بر جهان و مردم آن سایه افکند.

آخرین کتاب ها