1396/5/25
قرآن و دوستی اهل بیت
کلمه «اهل البیت» در موارد بسیاری از سخنان رسول اکرم صلی الله علیه وآله برای گروه خاصی که به آن حضرت منسوبند، به کار رفته است. برای «اهل بیت» ویژگی هایی بیان گشته، منزلتی شایان قرار داده شده و در قبال آنان، حقوق و مسئولیت های فراوان و گوناگون و در عین حال مهم و خطیری بر عهده امت گذاشته شده است. در این شماره به حق مودت که یکی از آن حقوقی است که قرآن مجید برای «اهل بیت پیامبر» در نظر گرفته است می پردازیم.
پيامبران الهي، براي كسب رضاي خداوند تبليغ مي‏كنند و شعار همگان حتي خود پيامبر خاتم اين است: وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى‏ رَبِّ الْعالَمينَ (شعرا۱۰۹)
 
من براى اين دعوت، هيچ مزدى از شما نمى‏طلبم اجر من تنها بر پروردگار عالميان است!
 
امّا در عين حال با حفظ اصل كار براي خدا، خداوند به پيامبر گرامی دستور مي‏دهد، محبت به نزديكان خود را از امت بخواهد، قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فيها حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ (شوری۲۳)
 
بگو: «من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏كنم جز دوست‏داشتن نزديكانم [اهل بيتم‏] و هر كس كار نيكى انجام دهد، بر نيكى‏اش مى‏افزاييم چرا كه خداوند آمرزنده و سپاسگزار است.
 
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله در طول دوران بيست و سه سال نبوت رنج هاي فراواني را متحمّل شد و در اين راستا همة سختي ها را به جان خريد. با ورود حضرت به مدينه و استحكام پايه هاي اسلام، انصار به حضور پيامبر صلی الله علیه و آله شرفياب شدند و عرض كردند: در صورت پيدا شدن مشكل مالي در ابلاغ رسالت، اموال ما بدون قيد و شرط در اختيار شما است. با اين پيشنهاد، آية "قل لا أسئلكم عليه أجراً إلاّ المودّه في القربي؛(شوري/ ۲۳) بگو در برابر رسالت مزدي از شما جز محبّت به نزديكانم نمي خواهم" نازل شد و پيامبر صلی الله علیه و آله آيه را براي آنان قرائت كرد. ۲
 
در جاى ديگر در باره علت این خواسته مى‏فرمايد: مزدى هم كه از شما خواستم به نفع شماست، نه به نفع ما: «قل ما سألتكم من أجرٍ فهو لكم» (سبأ/ ۴۷)
 
در حقیقت خداوند به پیامبر فرمود به مسلمانان بگوید براى حفظ دين بايد به اميرالمؤمنين على علیه السلام و فرزندان بزرگوارش ارادت داشته باشيد، و مزد رسالت من، علاقه به خاندان من است. اما اين علاقه، حافظ دين شماست و من در واقع هيچ مزدى از شما نخواسته‏ام. زيرا مزدى كه من از شما مى‏خواهم، به سود من نيست، بلكه به نفع خود شماست. بنا بر این، اينكه پيامبر مى‏فرمايد مزد رسالتم محبت اهل بيت من است، در حقيقيت يك هدايت جديد است و واقعاً مزد نيست. ۳
 
اهمیت و تعریف
 
اهميّت و جايگاه رفيع رسالت بر كسي پوشيده نيست. وقتي كه پاداش موضوع مهمّي در اين سطح، دوستي به نزديكان حضرت باشد، نقش محبّت به اهل بيت به خوبي روشن مي شود. از این رو ابتدا بايد معناي حب روشن شود و سپس تعريف قربی مشخص گردد.
 
حب؛ يعني، رغبت و ميل انسان به چيزي اگر اين ميل باطني و رغبت دل به چيزي شديد و قوي شود آن را عشق مي‏نامند.۴ تعريف حب اهل بيت علیهم السلام را بايد از خود روايات اخذ كرد. در روايتي، رسول اكرم صلی الله علیه و آله مي‏فرمايد: «لا يؤمن احدكم حتي اكون احب اليه من ولده و والده و الناس اجمعين»۵ ؛ «هيچ كس از شماها ايمان ندارد، مگر اينكه من نزد او از فرزندانش و پدرش و همه مردم محبوب‏تر باشم».
 
حضرت ابتدا اصل ايمان را مشروط به حب خود مي‏داند و سپس در ضمن آن حب خود را توضيح مي‏دهد. در روايتي ديگر حضرت براي حب خود مرتبه بالاتري را مي‏فرمايد: «لايومن عبد حتي اكون احب اليه من نفسه ويكون عترتي احب اليه من عترته و يكون اهلي احب اليه من اهله و يكون ذاتي احب اليه من ذاته» ؛ «هيچ بنده‏اي ايمان ندارد مگر اينكه من نزد او از خودش محبوب‏تر باشم و ذريه من پيش او از ذريه خودش محبوب‏تر باشد و اهل من پيش او از اهل خودش محبوب‏تر باشد و ذات من پيش او از ذات خودش محبوب‏تر باشد.۶
 
در اين روايت نيز حضرت، شرط ايمان را حب خود و اهل بيت خود مي‏داند و هم تنها به مرتبه پايين حب اكتفا نمي‏كند؛ بلكه مرتبه بالاي آن را مي‏فرمايد؛ زيرا يك انسان طبيعي و عادي، خودش پيش خودش از همه محبوب‏تر است. سپس فرزندان و پس از آن نزديكان؛ ولي انسان فوق طبيعي وقتي در حب كسي به مرتبه بالاي آن مي‏رسد، آن كس را بر خود و فرزندان، نزديكان و همه ترجيح مي‏دهد و اين همان مرتبه شديد و قوي حب است كه به آن «عشق» مي گويند. بنابراين حب اهل بيت و ائمه اطهار علیهم السلام بايد در اين حد اعلا باشد و اگر هر اندازه از اين حد پايين‏تر باشد، به همان اندازه ايمان نقص و كاستي دارد. به عبارت ديگر درجات ايمان با درجات حب پيامبر اكرم و اهل بيت علیهم السلام سنجيده مي‏شود.
 
قربي نیز در لغت به معني «قرابت» و مقصود از «مودت في القربي» همان مودت «ذي القربي» است. به گواه اين كه در تمام موارد، اين كلمه با پيشوندي مانند: «ذي» و «اولو» به كار رفته است، بنابراين احتمالات ديگري كه پيرامون آيه گفته شده است با توجه به اين قرينه, كاملاً بي اساس مي‏باشد. علاوه برآنکه روايات زیادي پرده از اجمال آيه بر مي‏دارد و مي‏رساند كه مقصود از محبت و مودت در خويشاوندي، همان تكريم بستگان و نزديكان اوست.
 
اهل سنت و محبت اهل بيت
 
عشق و محبت به اهل بيت و مودت به خويشاوندان پیامبر چيزي نيست كه فقط شيعيان به آن معتقد و ملتزم باشند و بر آن تأكيد كنند بلكه اهل سنّت نيز بر آن اصرار مي ورزند و منشأ آن رواياتي است كه اهل سنّت در كتاب هاي خود آورده اند که برخي از اين روايات را ياد آور مي‏شويم:
 
احمد بن حنبل در كتاب فضائل الصحابه به سندي از پيامبر خاتم صلی الله علیه و آله نقل مي‏كند و مي‏گويد:
 
«لما نزلت «قل لا أسألكم عليه أجراً إلّا المودة في القربي»، قالوا يا رسول الله من قرابتك؟ من هؤلاء الذين وجبت علينا مودتهم؟ قال: عليّ و فاطمة و ابناها و قالها ثلاثاً»
 
هنگامي‏كه آيه «قل لا أسألكم عليه أجراً إلّا المودة في القربي» نازل شد، ياران پيامبر صلی الله علیه و آله به او گفتند، اي رسول خدا نزديكان تو كيستند و آنان كه دوستي آنها بر ما واجب شده است، چه كسانند؟ پيامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آنان علي و فاطمه و دو فرزند آنان است و اين مطلب را سه بار تكرار كرد. ۷
 
در كتاب كنز العمال كه كتاب روايي اهل سنّت مي باشد آمده است كه پيامبر صلی الله علیه و آله فرمود: "اهل بيت من در ميان شما به منزلة‌ كشتي نوح اند. هر كه در آن نشست نجات يافت و آن كه باز ماند به هلاكت رسيد. ۸
 
آن حضرت فرمود: "هر كس مرا و حسن و حسين و پدر و مادر او را دوست بدارد، روز قيامت با من هم درجه خواهد بود. ۹
 
ونیز فرمود: "هر كس دوست داشته باشد كه به زندگي خدا پسندانه اي چون من زنده باشد و به مرگي همچون مرگ من بميرد و در باغ هاي بهشتي ساكن شود، بايد پس از من به علي و آن كه در خط علي است بپيوندد و بعد از من به اهل بيت اقتدا نمايد. آنان عترت منند و از گِل آفرينش من سرشته شده اند و فهم و دانش من به آن ها رسيده است. واي بر آن دسته از امّتم كه فضيلت آنان را دروغ شمارد و خويشاوندي مرا در مورد آنان ناديده گيرد. خدا شفاعت مرا به آنان نرساند.۱۰
 
فخر رازي از مفسران بزرگ اهل سنّت در ذيل آية "قل لا أسئلكم عليه أجراً إلاّ المودّة في القربي" (شوري‌،۲۳) گويد: پيامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر كه با دوستي خاندان محمد بميرد شهيد است.
 
هر كس با دوستي آل محمد بميرد آمرزيده شده و هر كه با دوستي آل محمد بميرد، توبه كار مرده؛ هر كه با دوستي آل محمد بميرد با ايمان كامل از دنيا رفته است.۱۱
 
سيوطي در تفسير خود از ابن عباس ذیل آیه نقل مي‏كند كه مقصود اين است: حقِّ مرا در اهل بيتم حفظ كنيد و آنان را به خاطر من دوست بداريد.
 
منظور از حبّ آل محمد
 
سوال این است که منظور از حبّ آل محمد چیست؟ باید گفت: محبّت و مودّت نسبت به اهل بيت و عشق ورزيدن به آنان ، می تواند به دو جهت باشد:
 
۱- به جهت فضائل و مناقبي كه دارا مي باشند،
 
۲- انتساب آنان به پيامبر.
 
پيامبر صلی الله علیه و آله با انجام رسالت عظيم خود و تشكيل حكومت اسلامي و داشتن قدرت نظامي براي پيش برد اسلام، نسبت به زمان بعد از خود نیز دغدغه داشت و اهل بيت و خاندان او كه نسبت به دين آگاه تر و دلسوزترند را معرفی کرد و قرآن نسبت به محبّت و دوستي و وفاداري نسبت به اهل بيت پيامبر تأكيد فراوان نمود.
 
از روايات نیز بر مي آيد كه روح و جوهر دين غير از محبّت به حق و حقيقت و حق جويان چيزي نيست. بريد عجلي مي گويد: در محضر امام باقر علیه السلام بودم. مسافري از خراسان كه آن راه دور را پياده طي كرده بود به حضور امام شرفياب شد. پاهايش را كه از كفش در آورد شكافته شده و ترك برداشته بود. گفت به خدا سوگند!‌ من را از آن جا تا بدينجا نيآورد مگر دوستي و محبّت شما. امام علیه السلام فرمود: به خدا قسم! اگر سنگي ما را دوست بدارد خداوند آن را با ما محشور مي كند و با هم همراه و قرين خواهد بود. آيا دين به جز دوستي و عشق است؟
 
اَنَس مي‏گويد: مردي از اهل باديه از پيامبر پرسيد: «مَتي قيام الساعة؟»؛ رستاخيز چه زمانی فرا مي‏رسد؟ همزمان با اين پرسش هنگام نماز شد، حضرت رسول صلی الله علیه و آله پس از نماز، آن سائل را طلب كرده و فرمود: «فما أعددت لها؟»؛ براي آن روز چه ذخيره‏اي فراهم كرده‏اي؟ عرض كرد: سوگند به خداوند كه نماز و روزه فراواني براي قيامت ذخيره‏ نكرده‏ام، ولي خدا و پيامبرش را دوست مي‏دارم. آنگاه پيامبر فرمود: «المرء مع من أحب»؛ انسان با محبوبش محشور مي‏شود. أََنَس مي‏گويد: «فما رأيت المسلمين فَرحوا بَعد الاِسلام بِشَيء أشد من فرحهم بهذا»؛ مسلمانان را پس از رهايي از جاهليت و نيل به اسلام نديدم به چيزي به اين اندازه خوشحال شده باشند. ۱۲
 
امام باقر علیه السلام مي‏فرمايد: روزي رسول اكرم صلی الله علیه و آله در حضور مردم چنين فرمودند: «أَحبوا الله لِما يَغذوكم به مِن نعمه و أَحبوني ِلله عَزّ و جلّ و أحِبوا قِرابتي لي» ۱۳
 
به خدا علاقه مند باشيد، زيرا غذاي جسم و جان شما را فراهم مي‏كند و براي رضاي خدا به من علاقه مند باشيد، زيرا من مجراي فيض او هستم و به اهل بيت من علاقه مند باشيد، زيرا آنها رابط ميان من و شما هستند.
 
در حديث ديگري اميرالمؤمنين علیه السلام مي‏فرمايد: مردي از انصار به حضور پيامبر شرفياب شد و گفت: من توان تحمل فراق و هجران شما را ندارم؛ وارد منزل و كارگاه مي‏شوم، به ياد شما مي‏افتم و دست از كار مي‏كشم و روبه سوي شما مي‏آورم تا به زيارت شما نايل شوم، اينها به خاطر اين است كه شما را دوست مي‏دارم، اكنون به اين فكر افتاده‏ام كه روز قيامت كه شما وارد بهشت شده و به أعلي عليين عروج كرديد، من چه كنم؟
 
در اين هنگام اين آيه شريفه نازل شد: «و مَن يُطع الله والرَسول فأولئك مَع الَذين أَنعم الله عَليهم مِن النَبيين و الصِديفين و الشُهداء و الصالحين و حَسن أولئك رفيقاً» نساء/۶۹؛
 
پيروان خدا و پيامبر، با سلسله انبيا و صديقان و شاهدان و صالحان محشور مي‏شود و آنها رفقاي خوبي هستند.
 
سپس پيامبر گرامي صلی الله علیه و آله «آن مرد را به حضور طلبيد و اين آيه را بر وي تلاوت كرد و به او بشارت داد.» ۱۴
 
دوستي اهل بيت علیه السلام در عمل‏
 
امام محمد باقر علیه السلام مي‏فرمايد: «يا جابر! بلغ شيعتي عني السلام و اعلمهم انه لا قرابه بينا و بين الله عزوجل و لا يتقرب اليه الا بالطاعه يا جابر من اطاع الله و احبنا فهو ولينا و من عصي الله لم ينفعه حبنا» ؛ ۱۵ «اي جابر! از طرف من به پیروان من سلام برسان و به آنها اعلام كن كه هيچ قرابت وخويشاوندي بين ما و خداي عزوجل نيست و فقط با طاعت و بندگي به درگاه الهي تقرب جسته مي‏شود. اي جابر! هركس اطاعت خدا را كند و - همراه آن - به ما محبت ورزد و دوست و محب ما مي‏باشد و هركس معصيت خدا را كند حب ما برايش نافع نمي‏باشد».
 
بنابراين اولين شرط حب اهل بيت علیه السلام اطاعت حق تعالي و پرهيز از گناه مي‏باشد ممكن است درجه پايين محبت (همان ميل باطني و رغبت دروني) را داشته باشد؛ ولي عملاً اهل معصيت هم باشد، چنين حبي خيلي سود بخش نيست (لازم به يادآوري است معصيت‏هاي اتفاقي كه بعدش توبه هم باشد - باعث نمي‏شود كه حب اهل بيت علیه السلام سودي نبخشد.)
 
حضرت علي مي‏فرمايد: «انا مع رسول الله صلی الله علیه و آله و معي عترتي علي الحوض، فمن ارادنا فليأخذ بقولنا وليعمل بعلمنا...» ؛۱۶«من با رسول الله صلی الله علیه و آله در حالي كه عترت من هم با من هستند بر حوض [كوثر] اشراف داريم. پس هر كس ما را مي‏خواهد هم بايد گفتار ما را بگيرد و هم عمل ما را عمل كند...».
 
بنابراين اين حب بايد در عمل متجلي شود.
 
آثار محبت
 
خداوند متعال در آیه ۲۳ شوري «قُل لا أسئلُكُم‌ْ عَلَيْه‌ِ أَجْرًا إِلآ الْمَوَدَّة‌َ فِي الْقُرْبَي» علاوه بر آن كه پيروي از اين خاندان را بر هر مسلمانی واجب و لازم دانسته از ما خواسته است كه آنان را دوست داشته باشيم‌. امّا اين كه از كجا بفهميم كه اهل بيت را دوست داريم‌، بايد گفت‌: محبت و ولايت افراد، آثاري را در پي دارد. اگر اين آثار را در خود مشاهده كرديم‌، دوستي آنان براي ما مشخص مي‌شود، برخي از اين آثار كه در قرآن و روايات به آن‌ها اشاره شده است عبارتند از:
 
۱- معرفت اهل بيت: در سايه معرفت امام به كمالات و ويژگى‏هاى منحصر به امام بيشتر واقف مى‏گرديم و اين وقوف خود فطرتا شيفتگى و محبت نسبت به اهل بيت علیهم السلام را در پى دارد. امام صادق علیه السلام مى‏فرمايد: الامام علم بين الله عزوجل و بين خلقه، فمن عرفه كان مومنا و من انكره كان كافرا ۱۷
 
امام آن شاخص (و دليل و راهنماى) آشكار است كه بين خداى عزوجل و خلقش قرار گرفته، پس هر كس او را شناخت مؤمن مى‏گردد و هر كس او را انكار كرد (و نشناخت) كافر مى‏گردد.
 
مؤمن بودن فرع بر شناختن امام است از طرفى ايمان عين حب و بغض است امام محمد باقر علیه السلام مى‏فرمايد: الايمان حب و بغض؛ ايمان حب و بغض است.۱۸ حب به تمامى خوبى‏ها و كمالات و و بغض از همه بدى‏ها، كژى‏ها و پس در پرتو شناخت و معرفت ايمان حاصل مى‏شود و ايمان هم جز حب و بغض نيست. نتيجه اين مى‏شود كه يكى از راه‏هاى عملى مهم كسب حب اهل بيت علیه السلام معرفت آن بزرگواران است.
 
۲- خالص بودن محبت‌: در ذيل آية "مَّا جَعَل‌َ اللَّه‌ُ لِرَجُل‌ٍ مِّن قَلْبَيْن‌ِ فِي جَوْفِه‌; (احزاب‌،۴)، از حضرت علي‌ علیه السلام روايت شده است‌: "اگر كسي مي‌خواهد بداند كه ما را دوست دارد بايد به قلبش مراجعه كند، اگر در كنار محبت ما دشمنان ما را نيز دوست داشته باشد از ما نيست و ما نيز از او نيستيم‌.۱۹
 
۳- دوست داشتن محبّين آنان‌: در روايتي آمده است‌: "هر كسي دوستدار ما را دوست داشته باشد دوستدار ماست‌. ۲۰
 
۴- مقدم داشتن آنان بر خود: پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله مي‏فرمايد: «لايُؤمن عَبد حتي أََكون أحب اليه من نَفسه و يكون عِترتي أَحب اليه من عِترته و يكون أهلي أَحب اليه من أَهله و يَكون ذاتي أحب اليه مِن ذاته» ۲۱
 
ايمان بنده‏اي كامل نمي‏شود مگر اين كه من پيش او، محبوتر از خود او باشم (علاقه‏اش به من بيشتر از خودش باشد) و عترت من پيش او، محبوب¬تر از عترت خودش و اهل بيت من پيش او، محبوب¬تر از اهل بيت خودش و ذات من پيش او، محبوب¬تر از ذات خودش باشد.
 
۵- به ياد آنان بودن: در روايتي آمده است‌: هر كسي چيزي را دوست داشته باشد، زبانش به يادش مي‌چرخد.۲۲
 
۶- پيروي از دستورات و سيره آنان‌: امام صادق علیه السلام ‌مي‌فرمايد: شيعيان ما اهل ورع‌، اجتهاد، اهل وفا، امانت‌، اهل زهد و عبادتند، در شبانه‌روز پنجاه و يك ركعت نماز به جاي مي‌آورند، شب براي راز و نياز و نماز شب‌ بيدار مي‌شوند. در روز روزه مي‌گيرند و زكات اموال‌شان را مي‌پردازند و حج خانة خدا را بجا مي‌آورند و از هر فعل حرامي اجتناب مي‌كنند.۲۳
 
همچنین مردي به امام صادق علیه السلام گفت: ما فرزندانمان را به نام شما و پدرانتان اسم مي گذاريم. آيا اين كار ما را سودي دارد؟ حضرت فرمود: آري، به خدا قسم! مگر دين چيزي غير از دوستي است؟ سپس به آية شريفة "إن كنتم تحبّون الله فاتّبعوني يحببكم الله" استشهاد فرمود.
 
علاقه و محبّت، اطاعت آور است و عاشق توان سرپيچي و مخالفت با معشوق را ندارد. جوان عاشق در مقابل معشوقه و دلباخته اش از همه چيز مي گذرد و همه چيز را فداي او مي سازد. اطاعت ها و پرسش ها نيز به نسبت محبّت و عشقي است كه انسان به حضرت حق دارد. همچنان كه امام صادق علیه السلام فرمود:
 
تعصي الاله و أنت تظهر حبّه * هذا لعمري في الفعال بديع
 
لو كان حبّك صادقا ً لاطعته * إن المحبّ لمن يحبّ مطيع
 
يعني: خدا را نافرماني مي كنی و از طرفي با او اظهار دوستي مي كني؟! به جان خودم! اين تازگي دارد. اگر دوستي تو راستين بود اطاعتش مي كردي زيرا دوستدار مطيع كسي است كه او را دوست دارد.
 
محبّت حقيقي به دنبالش اطاعت و تبعيت است. كسي كه خدا را دوست دارد از او تبعيت مي كند. كسي كه پيامبر و ائمه را دوست دارد از آنان در عمل و سيره تبعيّت مي كند.۲۴ در روايتی از امام رضا علیه السلام نقل شده است: شيعيان ما به امر ما گردن مي نهند و به گفتار ما عمل مي كنند و با دشمنان ما مخالفت مي ورزند. هر كه چنين نباشد از ما نيست. ۲۵
 
امام صادق علیه السلام فرمود: هر كه مي خواهد خدا او را دوست بدارد از خدا اطاعت كند و از ما پيروي نماید. آيا اين آيه را نشنيده ايد "قل إن كنتم تحبّون الله فاتبعوني يحببكم الله و يغفر لكم ذنوبكم؟ والله هر بنده اي بخواهد از خدا اطاعت كند بايد از ما تبعيت كند و هر كه از ما تبعيت كند محبوب خدا خواهد بود.۲۶
 
اگر كسى شناخت لازم و كافى به اهل بيت علیه السلام پيدا كرد اطاعت از آنان را بر خود لازم مى‏داند ولى گاهى شناخت در آن حد بالا نيست در اين صورت چه بسا نسبت به اوامر آنان عصيان شود، عصيان هم به هر اندازه باشد به همان اندازه كدورت و بغض مى‏آورد. كدورت و بغض هم ضد صفا و حب است، پس هر اندازه نسبت به اوامر آنان عصيان شود به همان اندازه بغض و كدورت نسبت به آنان در دل ايجاد مى‏شود و برعكس هر اندازه نسبت به اوامر آنان اطاعت شود به همان اندازه حب و صفا به آنان دل را فرا مى‏گيرد. امام رضا علیه السلام مى‏فرمايد: «اللهم انى اسئلك العمل الذى يبلغنى حبك» الها از تو آن عملى را مسألت مى‏كنم كه حب خودت را به من برساند. ۲۷
 
بنابراين يكى از راه‏هاى عملى وصول به حب اصل عمل و طاعت عملى مى‏باشد.
 
۷- توسل با حال: در سايه شناخت امام مى‏فهميم همه چيزمان به امام وابسته است. واسطه فيض و كمال و همه چيزمان امام مى‏باشد.(زيارت جامعه كبيره) اگر توسل بعد از شناخت و با حال همراه باشد ترنم عاجزانه و عاشقانه‏اى است كه حب را در دل بيش از پيش مى‏پروراند.
 
۸- تولى و تبرى: دو اصلى كه با حب اهل بيت علیه السلام تأثير متقابل دارند يعنى، حب اهل بيت علیه السلام تولى (و دوستى با دوستان خدا و آنان) و تبرى (و بى‏زارى از دشمنان خدا و آنان) را مى‏آورد و تولى و تبرى هم محبت اهل بيت علیه السلام را در پى دارد.
 
اگر كسى بخواهد عاشق خداوند و اولياى او شود كافى است مقدارى از حجاب‏هاى دل خويش را كنار بزند و چشم دل را باز كند و مقدارى از آن همه نعمت‏هاى گوناگونى كه خداوند به او داده است را ملاحظه نمايد. آدمى اگر به خود و اطرافش نگاه كند، خواهد فهميد كه غرق در نعمت‏ها و الطاف خداوند است. او با مهربانى تمام و با كمال بذل و بخشش و جود و كرم و در عين حال با چشم‏پوشى از بسيارى از بدى‏ها و ناسپاسى‏هاى انسان، مشغول تدبير امور و اداره تمامى شؤون زندگى او است. اگر كارى كنيم كه از خواب غفلت بيدار شويم، خود را غرق در محبت‏هاى خداوند و اولياى او خواهيم ديد. بعد از ديدن اين احسان قلبا به اعطا كننده آن علاقه‏مند شده و خود را مديون او خواهيم ديد و علاقه و محبتمان نسبت به او افزون خواهد شد و اندك اندك و با گذشت زمان عشق به معبود پيدا خواهيم كرد.
 
پی نوشت ها:
 
۱- فضائل الصحابة، احمد بن حنبل، ۲/۵۸۸.
 
۲- مجمع البيان، طبرسي، فضل بن حسن ، ج۹، ص ۲۹.كتابفروشي اسلاميه، تهران، ۱۳۸۲.
 
۳- تفسير موضوعى قرآن، آية الله جوادى آملى، ج ۶ (سيرة پيامبران علیه السلام در قرآن).
 
۴- مجمع البحرين، طريحي، ج ۲، ماده «حبب».
 
۵- ميزان الحكمه، ج ۲، ص ۲۳۶، ح ۳۱۹۷.
 
۶- همان، ح ۳۱۹۹.
 
۷- فضائل الصحابة، احمد بن حنبل، ۲/۵۸۸.
 
۸- كنز العمال، حديث ۳۴۱۴۴.
 
۹- همان، حديث ۳۴۱۶۱.
 
۱۰- همان، حديث ۳۴۱۹۸.
 
۱۱- معارف و معاريف،‌ سيد مصطفي دشتي، ج ۲، ص ۵۷۲.
 
۱۲- بحار الانوار، ج۱۷، ص۱۳.
 
۱۳- همان ، ص۱۴.
 
۱۴- همان ، ج۸، ص۱۸۸.
 
۱۵- ميزان الحكمه، ج ۲، ص ۲۳۸، ح ۳۲۱۱.
 
۱۶- همان ، ص ۲۳۸، ح ۳۲۱۲.
 
۱۷- همان ، ج ۱، ص ۱۷۰، ر ۸۳۹.
 
۱۸- همان ، ج ۲، ص ۲۱۴، ر ۳۰۹۵.
 
۱۹- بحارالانوار، علامه مجلسي‌، ج ۳۱، ص ۵، مؤسسة الوفأ.
 
۲۰- همان‌، ج ۹۱، ص ۱۲۴.
 
۲۱- همان‌، ج۱۷، ص۱۳.
 
۲۲- ميزان الحكمه ، ج ۲، ص ۲۱۲، ح ۳۰۷۳.
 
۲۳- همان‌، ح ۹۹۳۳.
 
۲۴- جذبه و دافعه، شهيد مرتضي مطهري، ص ۵۹، با اضافات.
 
۲۵- آثار الصادقين، صادق احسانبخش، ج ۱۰، ص ۲۴۲.
 
۲۶- روضة كافي، ج ۸، ص ۱۴، چاپ عربي دارالكتب الاسلاميه.
 
۲۷- ميزان الحكمه ، ج ۲، ص ۲۱۴، ر ۳۰۹۳.

آخرین کتاب ها