1396/5/25
امام حسين از ديدگاه اهل سنت
الگو سازي روشي است که مکاتب الهي در کنار مجموعه احکام متعالي و نظامهاي قانوني پيشرفته به آن توجه داشته اند در اين مکاتب، انسان کامل تنها يک نظريه نيست، بلکه تحققي عيني و نمونه هايي واقعي دارد که نوع بشر مي تواند با پيروي از آنها خود را به کمال مقصود، نزديک و نزديک تر سازد. امامان معصوم برجسته ترين الگوهايي هستند که اسلام به عنوان تحقق کامل احکام خود به مردم معرفي کرده است در تعريفي کوتاه مي توان گفت آن بزرگواران، قرآن هاي مجسمي بودند که در ميان مردم زيستند و صراط مستقيم را به انسان نمودند.
در اين ميان حضرت ابا عبداللّه الحسين علیه السلام به لحاظ موقعيت ويژه و وظيفه خاصي که شرايط ويژه زماني براي آن حضرت مقرر مي داشت از ويژگي خاصی برخوردار است. امام حسين علیه السلام نه تنها الگوي انسان هاي وارسته و نمونه کامل يک انسان الهي است، بلکه سمبل مقاومت نسل هاي ستمديده در مقابل موج بيداد ستمگران و نماد ايثار و فداکاري در راه احياي حق واعلاي کلمه اللّه است، چنان که امروز نام و نشانه مقاومت و ياد او رمز ايستادگي است.
 
واقعه عاشورا، هر چند از آن جهت که به دشمنان آن حضرت مربوط مي شود بزرگترين جنايت و نهايت رذالت و حضيض روح انساني است، ولي از آن جهت که به آن حضرت و يارانش مربوط مي شود، اوج فضيلت و بزرگواري و نمايش عالي ترين فضايل انساني است. کساني که به دنبال تربيت روح و پرورش فضايل انساني هستند، بدون شک مي توانند بهترين معيارهاي انسانيت را در روش و منش آن حضرت بدست آورند.
 
هر چند يکي از مباحث مهمی که به علل گوناگون، همچون عدم آشنايي و دسترسي نداشتن به منابع و مراجع مطمئن و يا به تزوير و نيرنگ دشمنان کژانديش اسلام، بر دل و جان برخی مسلمانان سايه افکنده است را می توان امام حسين علیه السلام و عاشورا ذکر کرد. و از آنجا که زدودن زنگار بي خبري، از آيينه دل اسلام جويان و انعکاس نورتابان شريعت محمدي و تشيع علوي رسالت روحانیت است، با عنايت به کثرت اهل سنت، بر آن شديم تا به تدوين مقاله ای با عنوان «امام حسين علیه السلام و عاشورا از ديدگاه اهل سنت» با استفاده از منابع اهل سنت و با توجه به ديدگاههاي اندیشمندان ايشان بپردازيم. بديهي است طرح نمودن اين گونه مباحث از زبان دانشمندان اهل سنت، براي مخاطبان، اعم از شيعه و سني جذاب و سودمند خواهد بود و پيوند برادري را محکم تر می نمايد.
 
در اين نوشتار برآنيم تا با گذري کوتاه بر زندگي آن بزرگ انسان الهي، به ويژه نهضت آسمانيش از دیدگاه اهل سنت، پرتوي فراهم آوريم که روشنايي بخش حقایقی باشد. از این رو مطالب از کتب معتبر اهل سنت استخراج شده است.
 
ویژگی های فردی
 
ميلاد و نامگذاری
 
حسين بن علي علیهما السلام در مدينه منوره در سال چهارم هجري در روز سه شنبه، سوم ماه شعبان متولد شد. در روايات آمده است که نامگذاري آن حضرت و برادر بزرگوارش به حسين و حسن، توسط شخص پيامبر اکرم صورت گرفته است و تصريح شده است که اين نامگذاري به دستور خداوند متعال بوده است.
 
از علي بن ابيطالب نقل کرده اند که فرمود: آن گاه که حسن به دنيا آمد نام عمويم «حمزه» را بر او نهادم و آن گاه که حسين متولد گشت نام عموي ديگرم «جعفر» را بر او گذاشتم روزي رسول خدا صلی الله علیه و آله مرافراخواند و فرمود: من مامور شده ام که نام آن دو را تغيير دهم، از اين پس آنان را حسن و حسين بخوانيد. (تاريخ دمشق، ابن عساکر، ترجمه الامام حسين (ع)، ص ۲۶ و ۲۷ و اسد الغابه، ج ۲، ص ۱۹.)
 
در روايات ديگر آمده است که پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: حسن و حسين را به نام فرزندان هارون ناميدم، او فرزندانش را «شبر» و «شبير» ناميد و من فرزندانم را به همان نام (به لفظ عربي) حسن و حسين ناميدم. (تاريخ دمشق، ص ۳۱ و ۳۲، به همين مضمون رواياتي در المعجم الکبير طبراني و طبقات ابن سعد، ذيل سرگذشت امام حسين (ع)آمده است.)
 
خبر از شهادت در هنگام تولد
 
اسما بنت عميس مي گويد: وقتي امام حسين علیه السلام متولد شد، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اسما! پسرم را بياور من کودک را در پارچه سفيدي پيچيدم و به حضرت دادم.
 
حضرت در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت، بعد در حالي که او را در دامن خود گذاشته بود، گريست.
 
گفتم: پدر و مادرم فدايت چرا گريه مي کني؟.
 
فرمود: براي اين پسرم.
 
گفتم: او در همين ساعت متولد شده و تو برايش گريه مي کني؟.
 
فرمود: آري اي اسما! گروه سرکشي او را مي کشند، خدا شفاعتم را نصيبشان نکند.
 
بعد فرمود: اين خبر را به فاطمه نرسان که تازه فرزندش به دنيا آمده است. (فرائد السمطين، ج ۲، ص ۱۰۴ و ينابيع الموده، ص ۳۱۸، باب ۶۰.)
 
شباهت به رسول خدا
 
در اخبار فراوان آمده است که آن حضرت شبيه ترين فرد به رسول اللّه صلی الله علیه و آله بود اصحاب پيامبر بارها اين نکته را در مورد سيرت و صورت امام حسين علیه السلام يادآورد شده اند، که قامت ايشان بسيار شبيه به پيامبر بود، به طوري که هر کس قامت آن حضرت را مشاهده مي کرد به ياد رسول خدا مي افتاد. گفته اند که امام حسن علیه السلام در صورت و چهره به پيامبر بيشتر شباهت دارد و امام حسين علیه السلام در قامت و هيکل به ايشان شبيه تر بود (رک: تاريخ دمشق، ترجمه امام حسين، ص ۴۱ تا ۴۵)
 
انس بن مالک مي گويد: نزد عبيداللّه بن زياد بودم که سر حسين بن علي را در يک تشت به مجلس آوردند ابن زياد با چوبي به بيني و صورت آن حضرت اشاره کرد و گفت: من چهره اي به اين نيکويي نديده ام گفتم: اي ابن زياد! مگر نمي داني که حسين بن علي شبيه ترين مردم به رسول خدا بود. (صحيح بخاري، ج ۵، ص ۳۳، نيز مراجعه کنيد به تاريخ دمشق، ترجمه امام حسين، ص ۴۶ تا ۵۰.)
 
علاقه رسول خدا به امام حسين
 
يکي از زيباترين و برجسته ترين نکات زندگي امام حسين، توجه شديد و علاقه بي نظير پيامبراکرم به ايشان و برادر بزرگوارش امام حسن علیهما السلام است اين نکته آن چنان آشکار و نمايان بود که صفات زيادي ازکتب تاريخ و حديث را به خود اختصاص داده است در اين جا گوشه اي اندک از اين مطالب را يادآور مي شويم.
 
رسول گرامي اسلام صلی الله علیه و آله به مهماني دعوت شده بود با گروهي از اصحاب به ميهماني مي رفت در راه امام حسين علیه السلام را ديد که در کوچه بازي مي کند، پيش رفت تا او را بگيرد، ولي او کودکانه گريخت و هر چه حضرت به دنبال او رفت، او به سوي ديگري جست و آن حضرت همچنان خنده کنان او را دنبال مي کرد تا او را گرفت آن گاه دستي بر پس گردن و دستي در زير چانه او گرفته دهان بر دهانش گذاشت و او را بوسيد و بعد فرمود: حسين از من است و من از حسينم، خدا دوست بدارد کسي را که حسين را دوست دارد. (مقتل خوارزمي، ج ۱، ص ۱۴۶ و فرائد السمطين، ج ۲، ص ۱۳۱، باب ۳۰.)
 
زيد بن حارثه نقل مي کند: مي خواستم براي انجام کاري خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله برسم شبانه به منزل آن حضرت رفتم و درب خانه را کوبيدم پيامبر در حالي که چيزي در زير عباي خود داشت، بيرون آمد پس از آن که کارم تمام شد، پرسيدم: اي رسول خدا! چه همراه داري؟
 
عباي خويش را به کنار زد و حسن و حسين را که در برگرفته بود به من نشان داد و فرمود: اينان فرزندان من و فرزندان دختر من هستند آن گاه رو به آسمان کرد و فرمود:
 
اللهم انک تعلم اني احبهما فاحبهما و احب من يحبهما.
 
خدايا! تو مي داني که من اين دو را دوست دارم، پس آنها را دوست بدار و دوست بدار هر کس آن دو را دوست بدارد. (طبقات ابن سعد، ترجمه امام حسين، مؤسسه آل البيت، ص ۲۳، اين روايت در سنن ترمذي، ج ۵، ص ۶۵۶ و سنن نسايي، روايت ۵۸۲۴ و نيز نقل شده است.)
 
سلمان فارسي نيز از پيامبر اکرم در خصوص امام حسن و امام حسين روايت کرده است که فرمود:
 
من احبهما احببته و من احببته احبه اللّه و من احبه اللّه ادخله جنات النعيم، و من ابغضهما او بغي عليهما ابغضته و من ابغضته ابغضه اللّه و من ابغضه اللّه ادخله نار جهنم و له عذاب مقيم.
 
هر کس فرزندانم حسن و حسين را دوست بدارد، من او را دوست دارم و هر کس من او را دوست بدارم، خداوند او را دوست دارد و هر کس خدا او را دوست بدارد به بهشت هاي پر از نعمت وارد خواهد شد اما هر کس آن دو را دشمن بدارد و بر آنها ستم روا دارد، من او را دشمن خواهم داشت و هر کس من او را دشمن دارم، خداوند او را دشمن دارد و به آتش جهنم در افکند و در عذاب پايدار بماند. (تاريخ ابن عساکر، ترجمه امام حسين (ع)، ص ۱۳۹)
 
اين علاقه و عنايت ويژه پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله به امام حسين علیه السلام و اهل بيت علیه السلام را صرفا نمي توان به يک رابطه عاطفي و علاقه خويشاوندي حمل کرد مضامين رواياتي که در کتب فريقين فراوان نقل شده است، نشان مي دهد که رسول خدا صلی الله علیه و آله با اطلاع و آگاهي از مسير آينده جامعه اسلامي، مي خواستند بدين وسيله راه حق و باطل را به روشني از يکديگر تفکيک و متمايز سازند در واقع پيامبر اکرم با اين سخنان گويا همه دشمني ها و کينه توزي هايي را که در آينده بر ضد خاندان نبوت انجام خواهد شد، براي حق پويان و حقيقت طلبان پيش گويي مي کردند شايد از اين روست که در روايات ديگر، رسول خدا صريحا از جنگ و پيکار با اهل بيت ياد کرده است و جنگ با ايشان را همچون جنگ با خودش دانسته است.
 
دانشمندان برجسته اهل سنت از زيد بن ارقم و ابوهريره و ديگران روايت کرده اند که پيامبر در هنگام فوت، آن گاه که در بستر بيماري افتاده بود، رو به علي و فاطمه و حسن و حسين کرد و فرمود: «انا حرب لمن حاربکم و سلم لمن سالمکم، يعني: من با هر کس که با شما بجنگد در جنگ خواهم بود و با هر کس با شما دوستي کند دوست خواهم بود». (تاريخ دمشق، ابن عساکر، ترجمه امام حسين، ص ۱۴۶)
 
اين عبارت بارها و بارها از سوي پيامبر اکرم در شان اهل بيت گراميش صادر شده است. (ر.ک.سنن ترمذي، ج ۱۳، ص ۲۴۸ و اسدالغابه، ج ۷، ص ۲۲۵ و مستدرک، حاکم نيشابوري، ج ۳، ص ۱۴۹.)
 
مهر و محبت پيامبر به امام حسين و برادر بزرگوارش امام حسن زبانزد عام و خاص بوده است گذشته از گفتاري که نقل شد، از رفتار حضرت با ايشان حکايات فراواني نقل کرده اند که اين نکته به خوبي معلوم مي شود.
 
عدم تحمل گريه امام حسين
 
پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله از در خانه فاطمه (س) مي گذشت صداي گريه امام حسين علیه السلام را شنيد فرمود: دخترم! فرزندم حسين را ساکت کن، مگر نمي داني که صداي گريه اين کودک مرا آزار مي دهد. (تاريخ ابن عساکر، ترجمه امام حسين (ع)، ص ۱۳۲ و المعجم الکبير طبراني، ج ۳، ص ۱۱۶.)
 
حسين بهترين است
 
حذيفه بن يمان مي گويد: روزي پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله وارد مسجد شد امام حسين علیه السلام را روي دوش گرفته با دست هاي مبارکش پاهاي او را به سينه مي فشرد و فرمود: اي مردم مي دانم درباره چه موضوعي اختلاف داريد - منظورش بهترين هاي بعد از خودش بود- اين حسين بن علي علیه السلام کسي است که بهترين جده (مادر بزرگ) را دارد، جدش محمد، رسول خدا(ص)، سالار پيامبران و جده اش خديجه، دختر خويلد، اولين زني است که به خدا و رسولش ايمان آورد اين حسين بن علي بهترين پدر و مادر را دارد، پدرش علي بن ابيطالب برادر، وزير و پسر عموي رسول خدا و اولين مردي است که به خدا و رسولش ايمان آورد و مادرش فاطمه دختر محمد بانوي زنان جهان است اين حسين بن علي بهترين عمو و عمه را دارد، عمويش جعفر بن ابيطالب است که خدايش با دو بال زينت داده تا در بهشت به هر جا که خواهد پرواز کند و عمه اش، ام هاني دختر ابيطالب است. اين حسين بن علي علیه السلام بهترين دايي و خاله را دارد، دايي اش قاسم پسر رسول خدا و خاله اش زينب، دختر رسول خداست. آن گاه کودک را از شانه خود برزمين نهاد تا در پيش رويش به بازي بپردازد و فرمود: مردم اين حسين، جد و جده اش در بهشت اند، دايي و خاله اش در بهشت اند و خودش و برادرش نيز در بهشت اند. (تاريخ ابن عساکر، زندگي امام حسين (ع)، ص ۶ - ۱۳۵.)
 
حسين بابي از بهشت
 
رسول گرامي اسلامي صلی الله علیه و آله فرمود: به وسيله من آگاه شديد، با علي راه يافتيد و هدايت شديد، نيکي ها به واسطه حسن به شما عطا شد، ولي سعادت و شقاوت شما با حسين است. آگاه باشيد که حسين يکي از درهاي بهشت است، هر کس با او دشمني کند، خدا بوي بهشت را بر او حرام مي کند. (مقتل خوارزمي، ج ۱، ص ۱۴۵.)
 
آقاي جوانان بهشت
 
امام علي علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله روايت کرده است که فرمود: الحسن و الحسين سيدا شباب اهل الجنه، يعني حسن و حسين آقاي جوانان اهل بهشت هستند. (تاريخ، ابن عساکر، صص ۶۲ و ۶۳.)
 
ابن عباس نيز از آن حضرت نقل کرده است: الحسن و الحسين سيدا شباب اهل الجنه، من احبهما فقد احبني و من ابغضهما فقد ابغضني. (فرايد السمطين، ج ۲، ص ۹۸.)
 
همين روايات را عمر بن خطاب و فرزندش عبداللّه بن عمر نيز از پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل کرده اند. (کنزالعمال، ج ۱۲، ص ۱۱۲، مستدرک، حاکم نيشابوري، ج ۳، ص ۱۶۷.)
 
جابربن عبداللّه انصاري از رسول خدا روايت کرده است که روزي در مسجد در کنار آن حضرت با اصحاب بزرگوارش نشسته بوديم حسين علیه السلام وارد مسجد شد پيامبر رو به ما کرد و فرمود: من اراد ان ينظرالي سيد شباب اهل الجنه، فلينظر الي الحسين بن علي،
 
هر کس مي خواهد به آقاي جوانان بهشت نگاه کند، به چهره فرزندم حسين بنگرد. (تاريخ، ابن عساکر، صص ۸۵ تا ۸۲.)
 
حسين و آيه تطهير
 
ام سلمه، زن با وفاي رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل مي کند که روزي فاطمه (س) غذايي براي پدر بزرگوارش آورد آن روز پيامبر در خانه من بود رسول اللّه نسبت به دخترش احترام کرد و فرمود: برو و پسر عمويم علي و فرزندانم حسن و حسين را نيز دعوت کن تا با هم غذا بخوريم پس از مدتي فاطمه و علي در حالي که دستان حسن و حسين را در دست داشتند، بر پيامبر وارد شدند همان دم جبرئيل بر پيامبر نازل شد و آيه شريفه تطهير را نازل فرمود: انما يريد اللّه ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا (احزاب / ۳۳)
 
يعني: خداوند اراده کرده است تا هرگونه زشتي و پليدي را از شما اهل بيت دور گرداند و شما را پاک و پاکيزه گرداند.
 
حضرت رو به من [ام سلمه] کرد و فرمود: کساي خيبري را، که عبايي بزرگ بود، بياورم علي علیه السلام را در طرف راست و زهرا را در طرف چپ و حسن و حسين را بر پاي مبارکش نشاند و کسا را بر آنها انداخت با دست چپ، عبا را سخت بر هم پيچيد و دست راست را به طرف آسمان بلند کرد و سه بار فرمود:
 
اللهم هؤلاء اهل بيتي و حامتي، اللهم اذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا، انا حرب لمن حاربتم و سلم لمن سالمتم و عدو لمن عاداکم.
 
خداوندا! اينان اهل بيت و خاندان من هستند، [چنان که وعده فرمودي] پليدي را از ايشان دور دار و آنان را پاک و معصوم دار، من مي جنگم با کسي که شما [اهل بيت] با او بجنگيد، و آشتي مي کنم با کسي که شما آشتي کنيد و دشمن کسي هستم که با شما دشمني کند. (اسد الغابه، ج ۷، ص ۲۲۲ و المعجم الکبير، ج ۲۳، ص ۳۹۶ و المستدرک، حاکم نيشابوري، ج ۳، ص ۱۴۶ و نيز ر ک: تفسير درالمنثورو تفسير ابن کثير، ذيل آيه تطهير.)
 
وارث علم پيامبر
 
عکرمه، شاگرد برجسته ابن عباس، نقل مي کند: روزي ابن عباس در مسجد براي مردم حديث مي گفت: نافع بن ازرق برخاست و گفت: اي ابن عباس! از احکام مورچه و پشه براي مردم فتوا مي دهي؟
 
اگر علمي داري خدايي را که مي پرستي براي من توصيف کن ابن عباس سر بزير انداخت حسين به علي در گوشه مسجد نشسته بود، رو به نافع کرد و فرمود: اي نافع به سوي من بيا تا پاسخت را بازگويم.
 
نافع گفت: من از تو پرسيدم؟
 
ابن عباس گفت: يا ابن الازرق! انه من اهل بيت النبوه و هم ورثه العلم.
 
نافع به سوي امام رفت و حضرت پاسخ او را ارايه فرمود.
 
نافع گفت: اي حسين! سخنانت نيکو و پرمايه است.
 
فرمود: شنيده ام که تو پدرم و برادرم و مرا به کفر متهم کرده اي؟
 
گفت: قسم به خدا با آنچه از شما شنيدم بي ترديد شما سرچشمه نوراني اسلام و ستارگان احکام خدا هستيد (لقد کنتم منار الاسلام و نجوم الاحکام).
 
امام فرمود: يک سؤال از تو مي پرسم.
 
گفت: بپرس، يابن رسول اللّه.
 
فرمود: آيه «فاما الجدار فکان لغلامين يتيمين في المدينه» (کهف / ۸۱) را خوانده اي؟
 
اي نافع! چه کسي آن گنج گرانبها را براي آن دو يتيم در زير ديوار پنهان کرده بود تا به آنان ارث رسد.
 
گفت: پدر يتيمان.
 
فرمود: راستي پدر آنها بهتر و دلسوزتر براي فرزندانش بود يا رسول خدا؟
 
آيا مي توان باور کرد که پيامبر علم گران بهاي خويش را براي فرزندانش به وديعت نگذاشته باشد و ما را از آن محروم کرده باشد؟ (تاريخ دمشق، ابن عساکر، ص ۲۲۴ و بغيه الطالب، ترجمه امام حسين، ص ۱۴۴.)

آخرین کتاب ها