1398/9/12
حدیث روز
لقمان حکیم
از لقمان حکیم، روایت شده که به پسرش گفت: پسرم، اگر روزی به ناداری وفقر مبتلا شدی، آن را برای مردم، آشکار نکن؛ چون تو را خوار می‌شمارند و هیچ فایده‌ای به تو نمی‌رسانند.

از لقمان حکیم، روایت شده که به پسرش گفت:  پسرم، اگر روزی به ناداری وفقر مبتلا شدی، آن را برای مردم، آشکار نکن؛ چون تو را خوار می‌شمارند و هیچ فایده‌ای به تو نمی‌رسانند.

پسرم! شیره درخت صبر را چشیدم و پوست درخت را هم خوردم؛ ولی چیزی که از ناداری تلخ‏تر باشد، نیافتم. پس اگر روزی به ناداری مبتلا شدی، آن را برای مردم، آشکار نکن؛ چون تو را خوار می‌شمارند و هیچ فایده‌ای به تو نمی‌رسانند. باز گرد به سوی کسی که تو را به فقر مبتلا کرد و او بر گشایش کار تو تواناتر است، و از او حاجت بخواه. کیست که از او درخواست کند و او عطایش ندهد یا به او اعتماد کند و او نجاتش ندهد.
 

متن حدیث
رُوِیَ عَن لُقمانَ أنَّهُ قالَ لاِبنِهِ: یا بُنَیَّ ، ذُقتُ الصَّبِرَ ، وأکلَتُ لِحاءَ الشَّجَرِ فَلَم أجِد شَیئاً هُوَ أمَرُّ مِنَ الفَقرِ ، فَإِن بُلیتَ بِهِ یَوماً فَلا تُظهِرِ النّاسَ عَلَیهِ فَیَستَهینوکَ ولا یَنفَعوکَ بِشَیءٍ ، اِرجِع إلَی الَّذِی ابتَلاکَ بِهِ فَهُوَ أقدَرُ عَلی فَرَجِکَ ، وسَلهُ ، مَن ذَا الَّذی سَأَلَهُ فَلَم یُعطِهِ ، أو وَثِقَ بِهِ فَلَم یُنجِهِ!
 
"اصول کافی، ج 4 ص 22 - وسائل الشیعه، ج 9 ص 445 "


آخرین کتاب ها